مجله اینترنتی مهارت های کاربردی زندگی
ثبت شده در ستاد ساماندهی پایگاهای اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 
با سلام خدمت بازدیدکننده گان محترم از این پس مطالب این وبلاگ به آدرس زیر منتقل گردید برای مشاهده مطالب جدید به آدرس جدید (پورتال اینترنتی مبین ) مراجعه فرمایید با تشکر از شما

www.mobinportal.ir
[ پنجشنبه هفتم فروردین 1393 ] [ 9:16 ] [ یوسف مبینی ]

[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 22:13 ] [ یوسف مبینی ]
یا می‌توانید تصور کنید که چقدر استرس، عصبانیت و عذاب وجدان کمتری را تحمل می‌کردید اگر می‌توانستید به شکلی خود را وادار کنید که کارهایی که دوست ندارید ولی حتماً باید بکنید را انجام دهید؟
بیزینس ترند: آیا می‌توانید تصور کنید که چقدر استرس، عصبانیت و عذاب وجدان کمتری را تحمل می‌کردید اگر می‌توانستید به شکلی خود را وادار کنید که کارهایی که دوست ندارید ولی حتماً باید بکنید را انجام دهید؟ تازه اینکه چقدر خوشحال‌تر و موثرتر هم خواهید بود را نیز در نظر بگیرید.

خبر خوب اینکه اگر استراتژی درستی در پیش بگیرید می‌توانید در پشت گوش نیانداختن کارها پیشرفت کنید. اینکه بفهمید چه استراتژی ای باید استفاده کنید بستگی به این دارد که بفهمید در ابتدا دلیل عقب انداختن کارها توسط شما چه بوده است:


دلیل ۱: چون می‌ترسید کاری را خراب کنید انجام آن را به عقب می‌اندازید.

راه حل: از «تمرکز بر جلوگیری» استفاده کنید.

دو راه برای نگاه کردن به هر کاری وجود دارد:

می‌توانید کاری را انجام دهید به این دلیل که آن را راهی برای این می‌بینید که پس از انجام موفقیت آمیزش وضعیتتان از وضعیت حال حاضرتان بهتر شود. مثل وقتی که با خود می‌گویید: اگر این پروژه را با موفقیت تمام کنم رئیسم را تحت تأثیر قرار خواهم داد یا اگر هر روز ورزش کنم ظاهرم عالی خواهد شد. روانشناسان به این وضعیت تمرکز روی پیشرفت می‌گویند و مطالعات نشان داده‌اند که اگر شما این تمرکز را داشته باشید با فکر به رسیدن به این منافع انگیزه پیدا می‌کنید و وقتی مشتاق و مثبت اندیش باشید بهتر کار خواهید کرد. خوب است، نه؟ اما اگر می‌ترسید که کاری را خراب کنید، این نباید مرکز توجه شما باشد. شک و اضطراب انگیزه پیشرفت را کاهش داده و شانس اینکه شما اصلاً هیچ کاری را انجام ندهید افزایش می‌دهد.

چیزی که شما احتیاج دارید شیوه‌ای از نگاه کردن به مساله است که شک و تردید آن را مغلوب نکند و البته ایده‌آل این است که آن را بهبود هم بدهد. وقتی تمرکز شما به جای اینکه چقدر در پایان کار پیشرفت خواهید کرد روی جلوگیری باشد، کار را راهی می‌بینید برای آن که آنچه دارید را حفظ کنید. برای افراد متمرکز بر جلوگیری، انجام موفقت آمیز یک پروژه راهی است برای آنکه رئیس از دست آن‌ها ناراحت نشود یا اینکه نظرش راجع به آن‌ها عوض نشود. ورزش کردن مستمر برای آن‌ها راهی برای این است که بدنشان از فرم خار نشود. دهه‌ها تحقیق نشان داده است که انگیزه جلوگیری در حقیقت با اضطراب در مورد اینکه چه چیزهایی ممکن است بد پیش برود تشدید می‌شود. وقتی روی پیشگیری از ضرر تمرکز کنید برایتان واضح می‌شود که تنها راه برای فرار از خطر این است که بلافاصله کاری انجام دهید. هر چه بیشتر نگران باشید سریع‌تر از این مرحله عبور خواهید کرد.

می‌دانیم که به نظر نمی‌رسد این روش خیلی خوشایند باشد به خصوص اگر شما اصولاً از جمله افراد متمرکز بر پیشرفت باشید، ولی احتمالاً راه بهتری برای غلبه بر اضطرابتان در مورد خراب کردن کارها به جز فکر کردن جدی به تمام پیامدهای ترسناک عدم انجام کار وجود نخواهد داشت. شروع کنید، این کار را انجام دهید، ممکن است حس بدی داشته باشید ولی این روش جواب می‌دهد.

دلیل ۲: شما کاری را به عقب می‌اندازید چون حس انجام آن را ندارید.

راه حل: احساسات خود را نادیده بگیرید. آن‌ها راه شما را سد کرده‌اند.


Oliver Burkeman در کتابش با عنوان خوشحالی برای کسانی که تفکر مثبت را نمی‌توانند تحمل کنند متذکر می‌شود که بیشتر اوقات وقتی ما چیزهایی مثل «من نمی‌توانم صبح زود از خواب بلند شوم» یا «من نمی‌توانم خودم را وادار به ورزش کردن کنم» را می‌گوییم، در واقع منظور اصلی ما این است که ما نمی‌توانیم خودمان را وادار کنیم که حس انجام کار را داشته باشیم. به هر حال، هیچ‌کس شما را هر روز صبح به تختتان زنجیر نمی‌کند و هیچ‌کس در ورود به باشگاه ورزشی را به روی شما نبسته است. هیچ‌چیز به صورت فیزیکی جلوی شما را نگرفته است، شما فقط حس آن را ندارید. ولی همان طور که Burkeman می‌گوید سؤال این است که: «چه کسی می‌گوید که شما حتماً باید حس انجام کاری را پیدا کنید تا آن را انجام دهید؟»

یک دقیقه به آن فکر کنید چون واقعاً مهم است. به صورت ناخودآگاه، همه ما به این ایده معتقدیم که برای باانگیزه و مؤثر بودن نیاز داریم تا حس عمل کردن را پیدا کنیم. ما نیاز داریم تا برای این کار مشتاق باشیم. واقعاً مشخص نیست چرا ما به این معتقدیم چون این موضوع ۱۰۰ درصد غلط است. بله در برخی مقاطع شما باید به آنچه که انجام می‌دهید متعهد باشید، شما نیاز دارید بخواهید که پروژه به اتمام برسد، یا سلامتی‌تان بهتر شود یا روز خود را زودتر از قبل شروع کنید. ولی شما نیاز ندارید تا احساس کنید که کاری را انجام دهید.

در حقیقت همان طور که Burkeman توضیح می‌دهد بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و نوآوران بزرگ به دلیل اهتمامشان به روتین‌های کاری که آن‌ها را مجبور می‌کرد تعداد ساعات خاصی را در روز بدون توجه به اینکه چقدر احساس بی‌انگیزگی می‌کردند روی موضوع خاصی وقت بگذارند، به جایگاه بالای خود رسیده‌اند. Burkeman ما را به یاد جمله معروف Chuck Close می‌اندازد که می‌گوید: «انگیزه مخصوص آماتورهاست. باقی افراد فقط می‌آیند و کار می کنند.»

پس اگر آنجا نشسته‌اید و کاری را به این دلیل که حسش را ندارید عقب انداخته‌اید، به یاد داشته باشید که شما در حقیقت نیازی ندارید تا این حس را پیدا کنید. هیچ‌چیز جلوی شما را نگرفته است.

دلیل ۳: شما کاری را به عقب می‌اندازید چون سخت، خسته‌کننده یا ناخوشایند است.

راه حل: از برنامه‌ریزی به روش اگر-پس استفاده کنید.


خیلی اوقات ما سعی می‌کنیم این مشکل خاص را با اعتقاد راسخ حل کنیم: دفعه بعد، من خودم را مجبور خواهم کرد تا زودتر روی این موضوع کارکنم. البته که اگر ما در حقیقت تصمیم انجام این کار را داشتیم، هیچ‌گاه از ابتدا آن را کنار نمی‌گذاشتیم. تحقیقات نشان داده است که افراد به صورت روتین در مورد ظرفیتشان برای کنترل خود زیادی خوش بینند و بیش از حد به آن تکیه می‌کنند تا از مشکلات فرار کنند.

به خودتان لطف کرده و این حقیقت را بپذیرید که نیروی اراده شما محدود است و ممکن است همیشه آماده این چالش نباشد که شما را در مواجهه با کارهایی که آن‌ها را دشوار، خسته‌کننده یا ناخوشایند می‌دانید کمک کند. به جای آن، از برنامه‌ریزی به روش اگر-پس برای انجام کار استفاده کنید.

این نوع برنامه‌ریزی چیزی بیشتر از فقط تصمیم‌گیری در مورد گام‌هایی است که باید برای اتمام پروژه انجام دهید، بلکه در مورد این نیز هست که چه وقت و کجا آن کارها را انجام دهید.

اگر ساعت ۲ بعدازظهر باشد، پس، من کاری که در حال انجامش هستم را رها کرده و شروع به کار کردن روی گزارشی خواهم کرد که باب از من خواسته بود.

اگر رئیسم درخواست من برای حقوق بیشتر را در جلسه بعدی‌مان مطرح نکند، پس من قبل از پایان جلسه دوباره این موضوع را پیش خواهم کشید.

با تصمیم‌گیری زودتر در مورد اینکه دقیقاً چه کاری را خواهید کرد و اینکه کی و کجا آن را انجام خواهید داد، نیازی به فکر کردن در سر بزنگاه وجود نخواهد داشت. نه، آیا واقعاً باید الآن این کار را انجام بدهم؟! یا آیا می‌تواند این موضوع تا اطلاع ثانوی معلق بماند؟ یا شاید باید کار دیگری را به جای این کار انجام دهم. این‌ها زمان‌هایی است که ما معتقدیم قدرت اراده برای گرفتن یک تصمیم دشوار لازم است. ولی برنامه ریزی‌ها به روش اگر پس به طور غیرقابل باوری فشار روی نیروی اراده شما را با اطمینان دادن از این قضیه که شما تصمیم درست را خیلی قبل تر از لحظه بحرانی گرفته‌اید کاهش می‌دهد. در حقیقت این نوع برنامه‌ریزی در بیش از ۲۰۰ مطالعه نشان از این داشته که با افزایش نرخ رسیدن به اهداف و بهره وری به اندازه ۲۰۰-۳۰۰ درصد همراه بوده است.

مشخص است که ۳ استراتژی ای که اشاره شد- فکر کردن به پیامدهای شکست، نادیده گرفتن احساساتتان و اقدام به برنامه‌ریزی دقیق – به اندازه شعارهایی مثل «به دنبال علاقه تان باشید» یا «مثبت بیاندیشید» مفرح و خوشایند نیستند ولی در عوض دارای این مزیت‌اند که به واقع موثرند و شما نیز اگر از آن‌ها استفاده کنید به همان اندازه مؤثر خواهید بود.
[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 22:5 ] [ یوسف مبینی ]
بعضی مردها اهل ازدواج نیستند! به همین سادگی. مهم نیست چقدر مهربان و دلسوز باشید، مهم نیست تا چه اندازه از راه و رسم تسخیر قلب آقایان باخبر باشید و مهم نیست چقدر زیبا یا موفق یا تحصیلکرده باشید. بعضی از مردها میلی به ازدواج ندارند و بعضی‌های‌شان هم به دلایل مختلف تصمیم به ازدواج می‌گیرند اما در میانه راه پشیمان می‌شوند و جا خالی می‌دهند. اگر نمی‌خواهید به دام چنین مردهایی بیفتید و به فرض متعهد کردن‌شان به خود، نمی‌خواهید چند ماه بعد از ازدواج مهر مجردي به پیشانی‌تان بخورد از این گروه مردها فاصله بگیرید.

از عشق قبلی رها نشده؟

بعضی مردها حساب عشق را از ازدواج جدا می‌کنند. آنهایی که از همسرشان جدا شده‌اند یا رابطه شکست‌خورده‌ای را در کارنامه دارند، ممکن است با ساختن یک فرشته خیالی از شریک قبلی‌شان، سند قلب‌شان را هیچ وقت به نام زن دیگری نزنند. تا زمانی که این مرد از گذشته‌اش دل نکند و به جز منطق، احساسش هم به این رابطه مهر تایید نزند، نمی‌توانید از حضورش در کنارتان مطمئن باشید. اگر این مرد خواستار ازدواج با شما باشد، تا زمانی می‌توانید به حضورش اطمینان کنید که ردی از آن زن در زندگی‌تان پیدا نشود. متاسفانه برخی مردها به این عشق‌های خیالی بیش از اندازه وفادارند.

از عشق می‌ترسد؟

مردهایی که مادر خوب و حمایتگری نداشته‌اند، در بزرگسالی از عاشق شدن و اعتماد به زن‌ها می‌ترسند. آنها که همیشه شاهد اختلافات پدر و مادرشان بوده‌اند از تعهد بیزارند و با برخوردن به بحران‌های کوچک و قابل حل تصور می‌کنند رابطه‌شان از دست رفته است. بعضی مردها هم از اینکه تنهایی، پول، برنامه‌ها و خلاصه زندگی‌شان را با کسی به اشتراک بگذارند می‌ترسند و به شریک زندگی‌شان به عنوان یک مهاجم که می‌خواهد خلوت و دارایی‌هایش را از او بگیرد، نگاه می‌کنند.


این مردها به ازدواج به چشم معامله‌ای نگاه می‌کنند که باید برنده آن باشند و با گرفتن امتیازهای بسیار، سند زندگی خود را به نام همسرشان بزنند. اگر چنین مردی در مقابل‌تان است، راه زیادی تا وارد شدن به یک رابطه سرشار از تعهد و اطمینان دارید.

دنبال سیندرلا می‌گردد؟

آقای خواستگار در خانه ده‌ها نفر را زده و بعد از نپسندیدن دخترشان به خواستگاری شما آمده؟ از اینکه چنین فرد سختگیری از شما خوشش آمده خوشحال نباشید، چرا که بعید است رابطه او با شما هم به سرانجام برسد. مردهای کمال‌گرایی که به دنبال یک زن خاص و استنثایی هستند، به دختران یکی پس از دیگری پیشنهاد ازدواج می‌دهند اما با دیدن رفتارهای به ظاهر بی‌اهمیت از این دخترها در جریان رابطه از پیشنهادشان پشیمان می‌شوند و دختر کامل‌تری را جست‌وجو می‌کنند. چنین مردهایی هیچ‌وقت راضی نمی‌شوند و همیشه به دنبال یک گزینه بهتر می‌گردند.

حتی اگر این مرد به ازدواج با شما تن دهد، باز هم نمی‌توانید به عاقبت این زندگی خوش‌بین باشید، چراکه بعد از گذشت چند ماه یا چند سال، ممکن است تصور کند که شما به اندازه کافی کامل، بی‌عیب و نقص نیستید و به دنبال زنی دیگر برای پر کردن خلاهایی که در شما می‌بیند، بگردد.

زیادی پدر است؟

اگر مردی که به انتظار خواستگاری‌اش نشسته‌اید، همسرش را از دست داده و مشغول پرورش فرزندش است مراقب باشید! مردهایی که زیادی پدر هستند و تمام زندگی‌شان را وقف فرزندشان می‌کنند، بعید است برای خواستگاری پا پیش بگذارند و فکر آوردن زن دیگری به خانه‌شان را بکنند. البته همیشه بچه‌ها مانع ازدواج پدرشان نیستند. گاهی مردها از فرزندشان به عنوان سپر استفاده می‌کنند و برای فرار از قبول دوباره مسئولیت، پشت او قایم می‌شوند. 

اگر این مرد به شما وعده ازدواج داده اما در رابطه‌تان همیشه نیازها و خواسته‌های فرزندش را مقدم می‌داند، مراقب باشید! رفتار او نشان می‌دهد که شما هرگز به بانوی اول زندگی‌اش تبدیل نمی‌شوید.

زیادی مامانی است؟

ظاهرش می‌گوید مرد شده اما هنوز بدون اطلاع مادرش قدم برنمی‌دارد؟ حتی رنگ لباسش را با راهنمایی مادرش انتخاب می‌کند و مثل یک آژانس تمام‌مدت در خدمت اوست؟ درست است که رابطه مثبت و خوب با مادر به بلوغ مردها کمک می‌کند اما وابستگی شدید و بیمارگونه به هر یک از والدین، بلای زندگی مشترک است. چنین مردی بعید است با شما پای سفره عقد بنشیند چراکه هر تصمیمی را باید از فیلتر عقیده مادرش عبور دهد و اگر این زن میلی به وارد شدن شما به خانواده‌شان نداشته باشد، ازدواجی هم در کار نخواهد بود.

شاید شانس با شما یار باشد و به دل مادرش بنشینید اما باور کنید سایه این زن همیشه بر زندگی‌تان سنگینی خواهد کرد. وابستگی مردها به مادرشان نه‌تنها بعد از ازدواج کمتر نمی‌شود بلکه می‌تواند زندگی را به میدان دعواهای تمام‌نشدنی تبدیل کند.

عشق رفیق است؟

ممکن است در آستانه 40 سالگی باشد اما مثل 25 ساله‌ها رفتار ‌کند، در مهمانی‌های جوان‌ترها شركت کند، هر شب را با دوستانش بگذراند، در میان رفقایش به ندرت زن و شوهرها دیده ‌شوند و تمام فکر و ذکرش رسیدگی به ظاهر و حاضر شدن در مهمانی‌های مجردی باشد چنین مردی حتی اگر به شما ابراز عشق کند، باز هم بعید است که به عشقش لباس عمل بپوشاند و با شما به خانه بخت برود. این مردها در روابطی محاصره شده‌اند که خیال وارد شدن به دنيای بزرگسال‌ها و قبول مسئولیت‌های یک زندگی جدی را از سرشان بیرون می‌کند.

چنین مردی شاید آرزوی بودن در کنار شما را مطرح کند و با وجود نه شنیدن از زبان شما برای آغاز ارتباط اصرار و تلاش کند اما بعيد است که مرد زندگی‌تان شود و از این دنیای رنگارنگ و شلوغ به‌خاطر شما فاصله بگیرد.قبل از خوشحال شدن از پیشنهاد  ازدواجش چشم‌های‌تان را باز کنید.

عاشق مسابقه است؟

برای جلب توجه شما به هر دری می‌زند اما به محض اینکه فاصله‌تان را با او کم می‌کنید، از شما دور می‌شود؟ مراقب باشید این مرد عاشق‌پیشه، تنها به‌خاطر بردن در مسابقه به این رابطه اصرار نکند. بعضی مردها تا زمانی به شما توجه می‌کنند که با بی‌تفاوتی و سردی از کنارشان می‌گذرید. آنها تا زمانی که قلب شما را به تسخیر دربیاورند مهربان و رمانتیک هستند اما به محض اینکه دل‌تان را به دست آوردند، از شما فاصله می‌گیرند و مثل یک بازنده شما را به دنبال خود می‌کشانند.

بودن در کنار چنین مردی به یک بازی تمام‌نشدنی شبیه است. شما نمی‌توانید با خیال راحت به او و احساساتش تکیه کنید. قطعا رابطه‌ای که با چنین سیاستی شروع شود و راه ابراز احساسات را بر شما ببندد، عاقبت خوشی نخواهد داشت.

خودشیفته است؟

رابطه شما با یک مرد خودشیفته تا زمانی آرام و کم‌تنش است که او را تحسین کنید. چنین مردی عاشق صحبت کردن در مورد خودش است. در رابطه با او مدام باید به دنبال تامین علایقش باشید و اغلب برای جلب رضایت شما و توجه به علایق‌تان هیچ فرصتی ندارد. او معمولا با افراد کوچک‌تر از خود یا کسانی که عاشق توانایی‌هایش هستند وارد رابطه می‌شود تا بی‌وقفه ستایش شود. این مرد بویی از عشق نبرده بلکه به دنبال یک طرفدار همیشگی و پر و پا قرص است.

بهتر است به محض دیدن چنین مردی، از او خداحافظی کنید و با بی‌توجهی از کنارش بگذرید. چنین مردی به دنبال ازدواج با شما نیست، چراکه دیر یا زود دستش برای‌تان رو می‌شود و با دیدن بی‌توجهی شما سراغ فرد دیگری می‌رود تا برایش دست بزند و هورا بکشد.

[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 22:3 ] [ یوسف مبینی ]


بچه‌ها مثل اسفنج می‌مانند. نگاه می‌کنند و هر چه که در محیطشان باشد را جذب می‌کنند، مخصوصاً از طریق دیداری و شنیداری. اکثر کلمات و رفتارهای آنها ناشی از تقلید از والدینشان یا بزرگترهای دیگر در اطرافشان است. خیلی وقت‌ها از کلماتی که از دهان آنها بیرون می‌آید حسابی شگفت‌زده می‌شوید. و وقتی مدرسه را شروع می‌کنند، با تاثیرات همسالانشان بمباران شده و دنیای امن و راحتشان زیر و رو می‌شود.

اما اگر فرزندانتان را از همان ابتدا با ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌ها آشنا کنید، می‌توانند به خود متکی شده و زندگی شاد و راحت داشته باشند.

۱. صداقت
جایی در مسیر بزرگ شدن، بچه‌ها دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، حتی ممکن است آن را از والدینشان هم یاد نگرفته باشند. تلویزیون، بچه‌های دیگر یا حتی بزرگترهای دیگر ممکن است باعث این نوع رفتارهای آنها شده باشند. حتی می‌تواند یک نوع مکانیزم دفاعی برایشان باشد. اگر اهمیت صداقت را برایشان توضیح دهید و مطمئنشان سازید که همیشه برای شنیدن حرف‌هایشان آماده‌اید، آنوقت برایشان در دسترس‌تر خواهید بود مخصوصاً زمان‌هایی که می‌دانند کار اشتباهی انجام داده‌اند. خیلی از بچه‌ها بخاطر ترس از فریادهای والدینشان یا کتک خوردن می‌ترسند واقعیت را با والدینشان در میان بگذارند. باید به آنها بفهمانید که رفتار بد آنها مطمئناً عواقبی خواهد داشت اما همیشه بخاطر اینکه شجاعت لازم برای گفتن واقعیت را داشته‌اند تحسینشان کنید. از همه مهمتر اینکه شما هم باید خود فردی صادق باشید زیرا اگر در شما بی‌صداقتی ببینند آنها یاد خواهند گرفت.

۲. احترام
بچه‌ها احترام را از محیط خانه و خانواده‌شان یاد می‌گیرند. اگر بچه ها ببینند که شما بعنوان والدین چقدر محترمانه با هم رفتار می‌کنید، چقدر رفتارتان با خود آنها و بقیه افراد خانواده با ادب و احترام است، مطمئن باشید که از شما الگو برمی‌دارند. بچه‌ها رفتارها را درست مثل کلمات تقلید می‌کنند. گفتن کلماتی مثل «خواهش می‌کنم»، «لطفاً»، «متشکرم» و «عذر می‌خواهم» در جلو آنها به آنها احترام و ادب را یاد می‌دهد. همچنین باید به آنها یاد بدهید به بدن، اموال، نظرات و اعتقادات دیگران هم احترام بگذارند.

۳. قدرشناسی
خوب می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است زندگی و آدم‌ها را کوچک بشماریم. آنقدر درگیر نقاط منفی زندگی خود می‌شویم که یادمان می‌رود برای نقاط مثبت آن شکرگزار باشیم. به فرزندانتان یاد بدهید که هر روز حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باشند، چیزهای کوچکی مثل هوا یا یک لبخند از کسی. به آنها یاد بدهید که برای اینکه زنده هستند، برای خانواده و دوستانشان، غذایی که می‌خورند، لباس‌هایشان، سقف بالای سرشان و سلامتی‌شان قدرشناس باشند. به آنها نشان دهید که هر روز برای آنها نعمتی است از جانب خداوند. حتی می‌توانید به آنها یاد بدهید که از نعمت‌هایی که خداوند به آنها بخشیده لیست تهیه کنند. این کارها به آنها آموزش می‌دهد که برای همه چیز باید شکرگزار باشند.

۴. سخاوت
ما در دنیای «من می خواهم» زندگی می‌کنیم. من، من، من! بچه‌ها هم در چنین دنیایی زندگی می‌کنند اما لزومی ندارد که آنجا بمانند. در سال‌های قبل از مدرسه بچه‌ها تقسیم کردن را یاد می‌گیرند. اگر روی این مسئله در خانه تاکید شود، برای آنها دشوار نخواهد بود. اینکه به آنها یاد بدهید به دیگران کمک کنند هم نوعی سخاوت و بخشندگی است زیرا به آنها یاد می‌دهد که در وقتشان بخشنده باشند. وقتی خودتان به نیازمندان لباس و غذا هدیه بدهید، آنها هم درک می‌کنند که باید بخشنده باشند.

۵. خاص بودن
بچه‌های کوچک موجودات سازگاری نیستند. هر کاری که دوست دارند را در هر زمان که دوست دارند و با هر کسی که دوست دارند انجام می‌دهند. اما هرچه سنشان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیرند خودشان را با همسالانشان مقایسه کنند و تفاوت‌ها و شباهت‌های بین آنها را می‌بینند. ممکن است تلاش کنند با آنچه که بقیه دارند یا انجام می‌دهند سازگار شوند یا ممکن است نفهمند چرا بعضی افراد اینقدر با آنها فرق دارند. باید به فرزندانتان یادآور شوید که از همان ابتدای کودکی خاص هستند. به آنها بفهمانید که فردیت آنها باعث خاص بودنشان است. آنها را تشویق کنید فردیت خودشان را از طریق علایقشان کشف کنند. آنها را هم‌کلاسی‌ها یا دوستانشان مقایسه نکنید و برایشان توضیح دهید که بقیه آدمها هم خاص هستند اما نباید به خاطر خاص بودنشان به طور متفاوتی با آنها برخورد شود. ممکن است بچه‌ای بپرسد که چرا یک نفر این شکلی است یا اینطوری حرف می‌زند یا رفتار می کند. برایشان توضیح دهید که چرا آن فرد متفاوت است و بر روی خصوصیات خاص آن فرد تاکید کنید. این به آنها کمک خواهد کرد تفاوت‌های آدمها را بپذیرند.

۶. بخشش
اگر بخشیدن به بچه‌ها آموزش داده شود، در بزرگسالی انسان‌های بهتری خواهند شد. آدمها ممکن است چه خواسته و چه ناخواسته در حق آنها بدی کنند. این چیزی نیست که بتوانیم بچه‌هایمان را به طور کامل در برابر آن حفظ کنیم. اما اگر بخشندگی را یاد بگیرند، محبت و مهربانی را هم یاد می‌گیرند. وقتی کسی به آنها صدمه می‌زند، وقتی می‌خواهند دردشان را ابراز کنند به حرف‌هایشان گوش دهید اما در آخر برایشان توضیح دهید که کینه نگه داشتن از آن فرد فقط باعث تیرگی آنها می‌شود. کینه آنها را اسیر خود می‌کند و به فرد آسیب‌رسان قدرت بالاتری می‌دهد. دیگر نخواهند توانست مثل قبل در زندگی خود پیش روند و زندگی شادی داشته باشند زیرا تلخی از درون، آنها را می‌خورد. سعی کنید به آنها بفهمانید که آن فرد به این علت به آنها صدمه زده است که خودش هم در عمق وجود خود آسیب دیده است. تنها دلیلی که باعث می‌شود بخواهیم به دیگران آسیب بزنیم این است که بخواهیم با صدمات و آسیب‌هایی که خودمان خورده‌ایم کنار بیاییم.

۷. شوخ‌طبعی
زندگی پر از فراز و نشیب است. پر از هیجان و همچنین درد است. بچه‌ها در هر موقعیتی خنده را می‌بینند و در واقعیت باید این را از آنها یاد بگیریم. آنها می‌توانند خیلی راحت به عقب برگردند و معمولاً هیچ چیز را جدی نمی‌گیرند. برای آنها زندگی فقط یک زمین بازی بزرگ است. باید به بچه‌هایتان کمک کنید تا پایات عمر با این طرز تفکر زندگی کنند. وقتی بزرگتر می‌شوند، با شروع شدن مدرسه و فشار همسالان زندگی سخت‌تر می‌شود. به آنها نشان دهید چطور می‌توانند با خندیدن زندگی‌شان را بهتر کرده و با جوک تعریف کردن برای هم دیگر انجام فعالیت‌های مفرح مثل کتاب خواندن، بازی کردن در پارک یا فقط حرف زدن با همدیگر درمورد زندگی، وضعیت خود را بهتر کنند. اینکه بدانید چه چیز باعث به خنده انداختن یا لبخند زدن فرزندانتان می‌شود رابطه شما را با آنها قوی‌تر خواهد کرد.

۸. نگرش مثبت
داشتن نگرش مثبت در کنار شوخ‌طبعی عالی است. خیلی وقت‌ها زندگی بسیار ناامیدکننده می‌شود و بعنوان افراد بزرگسال می‌دانیم که چقدر راحت ممکن است اسیر منفی‌بافی‌های دور و برمان شویم. مخصوصاً وقتی همه چیز آنطور که ما دوست داریم پیش نرود و به آنچه که می‌خواهیم نرسیم، ایمانمان را برای داشتن فردایی روشن‌تر از دست می‌دهیم. بچه‌ها باید با اهمیت داشتن نگرش مثبت در زندگی آشنا شوند زیرا متاسفانه آدمها و اتفاقات زندگی خیلی وقت‌ها موجب ناامیدی آنها خواهند شد. و وقتی این اتفاق بیفتد، اگر نگرشی مثبت داشته باشند، خواهند توانست در زندگی پیش رفته و ایمان داشته باشند که زندگی برایشان شادی به ارمغان خواهد آورد. داشتن نگرش مثبت با داشتن والدینی مثبت شروع می‌شود. نشان دادن رفتار و نگرش مثبت از جانب شما اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا شما الگوی فرزندانتان هستید. اگر فقط از شما حرف‌ها یا رفتارهای منفی ببینند، آنها هم همانطور رفتار خواهند کرد و برعکس.

 

۹. پشتکار
هیچکدام از ما انسان کاملی نیستیم، به همین دلیل هیچوقت نمی‌توانیم کاری را کامل انجام دهیم، مخصوصاً اگر دفعه اولی باشد که آن را امتحان می‌کنیم. پشتکار به بچه‌ها کمک می‌کند هیچوقت دلسرد نشده و برای چیزهایی که می‌خواهند به تلاششان ادامه دهند. وقتی خیلی کوچک هستند کارهایی مثل راه رفتن، بازی کردن، غذا خوردن و از این قبیل را نمی‌توانند به خوبی و کامل انجام دهند. اما آنقدر تلاش می‌کنند که موفق می‌شوند زیرا هنوز با معنی دلسردی و ناامیدی آشنا نشده‌اند. اما این مسئله با بالا رفتن سنشان تغییر می‌کند. دچار ترس‌هایی می‌شوند و شروع به مقایسه خودشان با همسالان خود می‌کنند. فشارهای مدرسه و درس‌هایشان هم هست.

 

شما بعنوان والدین آنها باید بطور مداوم تشویقشان کنید که به راهشان ادامه داده، بیشترین تلاششان را به کار گیرند. باید به آنها نشان دهید که چقدر به وجودشان افتخار می‌کنید. وقتی می‌بینید خسته و ناامید شده‌اند، با هدایت و راهنمایی آنها و سوال پرسیدن از آنها به جای ارائه پاسخ سوالاتشان، به آنها کمک کنید. اگر در سن کم پشتکار داشتن را بیاموزند، در بزرگسالی افرادی پرتلاش و سخت‌کوش شده و یاد می‌گیرند که در هر کاری نهایت تلاششان را به کار گیرند.

۱۰. عشق
آخرین مورد که البته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، آموزش شور و عشق به فرزندان است: شور زندگی و عشق به مردم و چیزهایی که از آن لذت می‌برند. بدون عشق آنها زندگی بسیار عادی و رویاهایی معمولی خواهند داشت. عشق مجموعه‌ای از سایر ارزش‌هایی است که در بالا ذکر کردیم زیرا باعث می‌شود هیجان زندگی کردن داشته باشند و آنها را تشویق می‌کند آدم‌های بهتری باشند. با داشتن زندگی سرشار از شور و عشق و اشتیاق و عشق ورزیدن به فرزندانتان به آنها عشق را بیاموزید. برای حتی کوچکترین چیزها اشتیاق نشان دهید. انرژی شما به فرزندانتان منتقل خواهد شد زیرا به این ترتیب می‌بینند که چقدر زندگی فوق‌العاده و عالی است.

ارزش‌های دیگری هم هستند که بچه‌ها باید با آنها آشنا شوند اما اینها ۱۰ مورد از مهمترین ارزش‌های زندگی بودند که برایتان عنوان کردیم. یادتان باشد بچه‌های ما نیاز به راهنمایی ما دارند. ما بعنوان والدین آنها، بزرگترین الگوی آنها به شمار می‌رویم و وقتی خودمان با این ارزش‌ها زندگی کنیم، به آنها کمک خواهیم کرد زندگی خود را به خوبی شکل دهند.

اما بجز این 10 مورد، در زیر مهارت های دیگری را بصورت تیتر وار بیان می کنیم که خوب است به فرزندان خود آموزش دهید:

- گره زدن بند کفش
- شنا
- مسواک زدن و نخ دندان کشیدن دندانها بصورت روزانه
- دوچرخه سواری
- مرتب کردن تخت خواب
- مطالعه پیش از خواب
- آشپزی


- تماشای تلوزیون و بازی های کامپیوتری بصورت متعادل
- استعمال کرم ضد آفتاب
- دوختن دکمه لباس
- گفتن زمان با یک ساعت غیر دیجیتال
- گرفتن بینی با دستمال
- شستن ناحیه تناسلی از سمت جلو به عقب
- اتو کردن لباسها


- انتخاب وعده های غذایی سالم
- تعمیر شیر آبی که چکه میکند
- کنترل خود هنگام عصبانیت
- حل معما
- نقشه خوانی
- احترام گذاردن به بزرگترها
- عذرخواهی بعد از اشتباه


- استفاده از توالت عمومی
- شستن لباسها
- کاشتن گل و درخت
- داشتن اعتماد بنفس
- سخنرانی در یک جمع
- استفاده از وسائط نقلیه عمومی بجای خودروی شخصی


- تمیز کردن بهم ریختگی ها
- خاموش کردن همه لامپها قبل از ترک خانه
- لباس پوشیدن بر طبق مناسبت ها
- خواندن حداقل یک آهنگ بطور صحیح
- رقص


- آموزش نکات ایمنی یک رابطه جنسی بی خطر
- چه زمانی نه بگویند
- سرودن شعر یا غزل
- کسب درآمد مشروع
- پس انداز پول و خرج هوشمندانه


- برقراری تماس چشمی هنگام صحبت با دیگران
- پیدا کردن یک کتاب در کتابخانه
- کادو کردن یک هدیه
- خواندن روزنامه
- زمان گذاشتن برای افراد مستمند


- مستقل بودن و تکیه بر خود
- سرفه و عطسه در دستمال شخصی
- رهبری کردن یک گروه
- آموختن زبان دوم، بخصوص انگلیسی
- سؤال پرسیدن
- نگهداری از کودک


- مدیریت استرس
- تمایز خواسته ها از نیازها
- فن مذاکره و گفتگو
- نوشتن انشاء و مقاله
- جمع، تفریق، ضرب و تقسیم بدون استفاده از ماشین حساب


- کنار آمدن با افرادی که علاقه چندانی به آنها ندارند
- برخورد با اتفاقات دلخراش
- جشن گرفتن و تبریک گفتن به دیگران
- کنار آمدن با ناامیدی و ناکامی در عشق


- تعویض یک لاستیک پنچر
- استفاده از کپسول اطفاء حریق
- پختن کیک
- گوش دادن
- شطرنج

شما هم اگر مهارتی ضروری برای آموزش به فرزندانتان می شناسید، میتوانید در بخش نظرات آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.


موضوعات مرتبط: ازدواج و همسرداری
[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 22:1 ] [ یوسف مبینی ]
تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.

۱- اجتناب از دعوا به طور کل:
به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

2- حالت دفاعی گرفتن:
بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

3- تعمیم افراطی:
بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه….” یا "تو هیچوقت…” مثل "تو همیشه دیر میای خونه” یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی” شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

4- حق داشتن:
اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست” و روش "غلط” وجود دارد، و روش شما همیشه "درست” است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست” یا "غلط” محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

5- روانکاوی:
بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.

6- گوش ندادن:
بعضی افراد به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.

7- تقصیر را گردن دیگری انداختن:
بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

8- سعی در برنده شدن در دعوا:
هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.

9- حمله های شخصیتی:
گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

10- توپ را به زمین مقابل شوت کردن:
وقتی یک طرف می خواهد در مورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.

” و بطور کلی به جای اینکه دست به هر کاری بزنید که به او بفهمانید که دوستش دارید به او بگویید که دوستش دارید. ”

موضوعات مرتبط: ازدواج و همسرداری
[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 16:0 ] [ یوسف مبینی ]
اکثر افراد پیرامون ما شاد نیستند به نظر شما چرا این‌گونه است؟
شش دلیل که باعث می‌شود شما شاد نباشید!
 اتوبوس احساس شادی بدبین بودن دلایل شاد نبودن دلایلی که باعث می شوند شما شاد نباشید راه حل برای شاد بودن سخت گرفتن زندگی شاد بودن شادی و خوشحالی علت شاد نبودن علت شاد نبودن افراد لبخند مقایسه با دیگران نکات ارزشمند نگران بودن چهره غمگین کیفیت زندگی کینه توزی

نگاهی به اطراف خود بیندازید. چند نفر از افراد دور و بر شما، شاد نیستند؟ چند نفر از آن‌ها لبخند بر لب دارند و واقعاً شاد هستند؟ کجای راه را اشتباه رفته‌ایم که به اینجا رسیده‌ایم؟

من در محله ای بزرگ شدم که در آن هر روز صبح انسان‌ها با چهره ای غمگین از خانه های خود بیرون می آمدند و به سمت ایستگاه اتوبوس می‌رفتند. در ایستگاه به راحتی می‌توانستید جمع زیادی از این افراد را ببینید. بودن در کنار این افراد به من نکات ارزشمندی را آموخت. آموختم که چرا مردم شاد نیستند.

علت شاد نبودن افراد

۱. نگران بودن

مادر، با چهره ای درهم روی صندلی نشسته است و نگران امتحان آخر هفتهٔ پسرش است. این امتحان تعیین می‌کند آیا پسرش به یک مدرسهٔ خوب خواهد رفت یا خیر. او همچنین در فکر این است که به محله ای که نزدیک مدرسهٔ پسرش است نقل مکان کنند. او در فکر این است که نکند پسرش با دوستان بدی قاطی شود و کار سطح پایینی گیرش بیاید.
مارک تواین یک‌بار گفت “من سن زیادی دارم و بسیاری از مشکلات بزرگ را می‌شناسم، اما اکثر آن‌ها هیچ گاه اتفاق نمی‌افتند”. وقتی شما نگران هستید، یک تصور غیر واقعی از آینده را در ذهن خود ایجاد می‌کنید؛ و اعتقاد به این تصور، موجب ایجاد احساس منفی در شما می‌شود. به عبارت ساده تر، شما بدون هیچ دلیل قابل قبولی، خودتان را از آینده می‌ترسانید.

راه حل:

شاد باشید، نگرانی را رها کنید. نگرانی برای شما هیچ سودی ندارد. اگر برای مشکل شما هیچ راه حلی وجود ندارد، نگرانی هم کمکی نمی‌کند. اگر راه حلی برای مشکل وجود دارد، پس باید با تمام قدرت به سمت آن بروید.


۲. کینه‌توزی

یک دانش آموز دبیرستانی در اتوبوس ایستاده است. یک دستش به میله و دست دیگرش به موبایلش است. با خشم دندان‌هایش را به هم می سایید. دوست او یک ویدئوی خجالت آور از او را در فیس‌بوک منتشر کرده است. او در فکر انتقام گرفتن از او است.
شما چقدر کینه‌توز هستید؟
با اعضای فامیل؟ با دوستان؟ با افراد دیگر؟
زمانی که شما کینه‌توزی می‌کنید، تنها فردی که تحت تأثیر قرار می‌گیرد خود شمایید. طرف مقابل شما معمولاً به هیچ وجه در جریان نیست که شما چه نفرتی از او دارید و یا چه بلایی می‌خواهید سر او بیاورید. در این وضعیت شما عصبانی، غمگین و ناراحت هستید، طوری که این ذهنیت منفی کل ذهنیت شما را، منفی می‌کند. در این حال شما واقعاً چه چیزی بدست می‌آورید؟

راه حل:

ببخش و فراموش کن. به یاد داشته باشید که اگر این قضیه را فراموش نکنید، شما آن فرد را واقعاً نبخشیده اید. هرچه سریع‌تر این کار را انجام دهید. چون وقتی شما به کسی اجازه داده‌اید تا شما را عصبانی کند، کنترل خود را به دست او داده‌اید (مورد شمارهٔ ۲) با این کار شما بسیار شاد تر خواهید بود.


۳. داشتن قوانین بی مورد شخصی

زن ناگهان بر سر زنی دیگری فریاد کشید فقط به این دلیل که نگذاشت آن زن اول از اتوبوس پیاده شود و بعد وی سوار شود. با این مشاجره مشخص است که هر دو زن با ناراحتی ایستگاه را ترک کردنند.
یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای اینکه خوشحال نباشید (!) این باور است که همهٔ اطرافیان شما باید بر طبق قوانین شما رفتار کنند. آخرین باری که عصبانی شدید را به خاطر بیاورید. آیا دلیل عصبانیت شما این نبود که کسی یکی از قوانین شما را زیر سؤال برده بود؟

راه حل:


به خاطر داشته باشید که قوانین شما فقط مخصوص خود شماست، دیگران مجبور نیستند با آن قوانین زندگی کنند. اینکه در قانون شخصی شما این‌گونه است که اول باید افراد از اتوبوس پیاده شوند و بعد مسافران سوار شوند دلیل بر این نیست که شخص دیگر هم این گونه فکر کند. قبول کنید که قوانین و استاندارد های شما ربطی به دیگران ندارد.


۴. مقایسه با دیگران

مهندس جوانی در ایستگاه مترو ایستاده بود و عمیقاً در فکر فرو رفته بود. از چهره‌اش می‌شد فهمید که از مسئله ای ناراحت است. ساعتی قبل دوستان دانشگاهی‌اش را دیده بود. آنها پیشرفته خوبی در زمینهٔ شغلی داشتند و به سرعت در حال پیشرفت بودند. او به زندگی خود فکر می‌کند و از خود می‌پرسد کجای راه را اشتباه رفته است.
مقایسهٔ خود با دیگران در صورتی که شما اعتماد به نفس بالایی داشته باشید می‌تواند در شما ایجاد انگیزهٔ قوی بکند، اما متأسفانه بیشتر انسان‌ها این توانایی را ندارند و در نهایت پس از مقایسه دچار نا‌امیدی و احساس حقارت می‌شوند. دلیل این مشکل هم اینجاست که اکثراً در هنگام مقایسه ما فقط خود را با یکی از ویژگی‌های فرد دیگر مقایسه می‌کنیم و اغلب با بهترین ویژگی آن فرد.

راه حل:


از مقایسهٔ خود با دیگران دست بکشید. اگر می‌خواهید با کسی خود را مقایسه کنید، با خودتان مقایسه کنید. آیا امروز از دیروز بهتر بوده‌اید؟ اگر می‌خواهید خود را با دیگران مقایسه کنید، در تمام جنبه های زندگی مقایسه کنید و نه فقط در یک ویژگی.


۵. زندگی را برای خود سخت می‌کنید

کارآفرینی در گوشه ای از اتوبوس نشسته بود و به رشد کسب و کار خود فکر می‌کرد. او تلاش بسیاری انجام داده بود تا همه چیز درست پیش برود اما رشد کسب و کار او کند بود. او از پیشرفت کارش ناامید شده بود.
«زمانی من خوشحالم که ۱۰ میلیارد تومان پول داشته باشم» یا «من زمانی خوشحال می‌شوم که غذای خوشمزه ای امشب درست کنم» کدامیک از این دو شانس بیشتری برای خوشحالی دارند؟ من در مورد پولداری و یا بی پولی صحبت نمی‌کنم، من در مورد انتظار شما برای خوشحالی صحبت می‌کنم. شادی و خوشحالی را خود شما ایجاد می‌کنید. بسیاری از ما زندگی را برای خود بیش از حد سخت می‌کنیم.

راه حل:

چرا رسیدن به هدف را برای خود سخت می‌کنید؟ تعریف خود را از موفقیت بگویید و کاری کنید که هر روز به قسمتی از آن برسید. زندگی کوتاه است پس وقت خود را بر سر چیزی بگذارید که از آن لذت می‌برید. مادامی که کاری را که دوست داریم انجام بدهیم موفق هستیم.


۶. بدبین بودن

زن: طلاها را در خانه بزاریم؟
مرد: نه ممکن است دزد بیاید.
زن: باشه پس همراه خود ببریم مسافرت؟
مرد: نه ممکن است گم شود.
زن: می‌خواهی آن‌ها را در بانک بگذاریم؟
مرد نه ممکن است زلزله بیاید و بانک خراب شود.
زن … و این داستان ادامه دارد.
خیلی ساده است، زمانی که ما عمیقاً در فکر چیزی هستیم و یا بر آن تمرکز می‌کنیم، بیشتر آن را می‌بینیم. اگر بخواهیم یک ماشین ۲۰۶ سفید بخریم، خیلی زود متوجه می‌شویم که اکثر ماشین‌هایی که می‌بینید ۲۰۶ سفید است.
این همان چیزی است که در زمان بد بینی برای شما اتفاق می‌افتد. اگر شما فکر می‌کنید بد شانس هستید، در حال جذب این بد شانسی هستید. شاد بودن در حالی که تفکرات شما منفی است بسیار سخت هست.

راه حل:

نیمهٔ پر لیوان را ببینید. خوش بین باشید. حس شوخ طبعی بسیار به شما در خوش بینی کمک می‌کند. اتفاقات خوبی که برای شما می‌افتد را ثبت کنید؛ و به خود بگویید «عالی است. همیشه اتفاقات خوب برای من می‌افتد.».

این ۶دلیل اصلی بود که موجب می‌شوند شما شاد نباشید. البته همراه با ۷ راه حل کوچک برای آن‌ها.
شادی و خوشحالی اهمیت زیادی دارد.
شادی کیفیت زندگی شما را بالا می‌برد.
این حق شماست که کیفیت زندگی‌تان بالا باشد.
اگر شاد نیستید، کدامیک از دلایل بالا موجب این حالت در شما شده است؟
اگر شاد هستید، چگونه به آن رسیده‌اید؟ 

موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 15:57 ] [ یوسف مبینی ]
ازدواج و مشورت

اگر چه ازدواج و تشكیل خانواده از دید همه امری مقدس و با ارزش محسوب می شود، اما باید پذیرفت كه این قداست به حفظ و دوام آن بسیار وابسته است. ازدواجی كه منجر به طلاق می شود نه تنها از ارزش خاصی برخوردار نیست، بلكه باعث سرزنش زوجین نیز می ‌شود.
بسیاری از زوجین در ابتدای زندگی معتقدند كه «تنها مرگ قادر است آنها را از یكدیگر جدا ‌كند»، اما پس از مدتی كه از زندگی مشترك می ‌گذرد و با مشكلات زیادی روبرو می شوند قضیه تغییر كرده و به جای مرگ، طلاق آنها را از هم جدا می‌ كند. براستی چرا؟
آنچه مسلم است زوج جوانی كه از آغاز با دیدی غلط و محدود وارد زندگی زناشویی می ‌شوند و برای خود بنایی رویایی و سراسر ایده‌آل به تصویر می ‌كشند، از آنجا كه آگاهی شان از یكدیگر و از امكانات و توانایی ‌های هم بسیار محدود و ناقص است و چه بسا توام با وهم و خیال می باشد، پس از گذشت چند ماه و یا حتی چند سال زندگی مشترك به فكر حسابرسی و ارزیابی‌ می ‌افتند و در می ‌یابند آنچه تصور كرده ‌اند باطل و بی‌ حساب بوده ‌است و این خود سرآغاز جدی ‌ترین مشكلات زندگی می شود.
به بیان صریحتر زن و مرد پس از ازدواج صاحب نقش های جدیدی می شوند كه انجام آنها نیازمند دانش و آگاهی است و این مهم بدون آگاهی از مسائل مختلف مربوط به زندگی زناشویی و خصوصیات متفاوت زن و مرد امكان ‌پذیر نمی ‌باشد. آنچه در این راستا مهمترین دستگیری را از دختر و پسر جوان می كند بهره گیری از متخصصان، صاحب نظران و ریش سفیدان این امر می باشد. در مشورت با این افراد است كه دختر و پسر با آگاهی هرچه بیشتر و تجهیز به دانش كافی در ارتباط با خود، ویژگی ‌های خود و همسر آینده و ... نسبت به تشكیل یك زندگی پایدار امیدوار می شوند.



بدانیم و به خاطر داشته باشیم:

- مشورت باعث می‌ شود که از تجارب دیگران در زندگی مان استفاده کنیم و همه چیز را خود تجربه نکنیم.



- مشاور تنها راههای درست را به ما نشان می‌ دهد و انتخاب و تصمیم گیری در مورد انتخاب راه، دست خود ماست.

- کسی که روحیات، علایق، رفتارهای فردی و اجتماعی شما را به خوبی‌ میداند و با تجربه، راز دار و آگاه به مسائل و مشکلات ازدواج است بهترین شخص برای مشورت می باشد، حال از اقوام و دوستان باشد یا استاد و معلم یا دوست و غریبه.

- مشورت باعث تصمیم ‌گیری درست و به موقع می ‌شود.

به فرمایش پیامبر اکرم(ص): هیچ کس به مشورت با دیگری نپرداخت مگر اینکه به راه درست راهنمایی شد. انتخاب کسی که همتای شما است و در کنار او می توانید به آرامش رسیده و خوشبخت گردید، زمان کافی می ‌طلبد.

- برای توفیق در امر مورد مشورت سعی كنید همه مسائل و نقاط ابهام را به خوبی و درستی به فرد مشاور منتقل نمایید. انتقال درست اطلاعات به مشاور به اندازه داشتن مشاور خوب لازم ضروری است.

موضوعات مرتبط: ازدواج و همسرداری
[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 23:28 ] [ یوسف مبینی ]

سختيی های زندگی را ماهرانه ‌آسان ‌كنيد

سختيی های زندگی را ماهرانه ‌آسان ‌كنيد
اما برای این‌كه بتوانید تسلط‌ گرا باشید، باید نخست روی كاری كه قرار است انجام دهید، متمركز شوید و سپس عقاید منفی را از خود دور كنید.

بعد از یك ارتباط دور و نزدیك طولانی به شما پیشنهاد ازدواج می‌شود یا خانواده تشخیص می‌دهد آنقدر بزرگ شده‌اید كه ازدواج كنید. ناگهان دلتان می‌ریزد پایین و اضطراب شما را فرامی‌گیرد: 
اگر نتوانم زندگی‌ام را خودم اداره كنم چه؟ 
اگر شخصی كه با او ازدواج می‌كنم، خوب از آب درنیاید چه؟ 
اگر در دوران آشنایی واقعیت خودش را نشان نداده باشد چه؟ 
اگر بلافاصله بچه دار شویم چه یا اگر رفیق باز و معتاد از كار دربیاید چه؟ 
اگر اهل كار و زندگی نباشد و هزار و یك سوال و اگر و مگر دیگر.
بعد از ازدواج نیز معمولا از شر اضطراب خلاص نمی‌شوید. وقتی هنگام بچه‌دار شدن می‌شود، اضطراب دوباره می‌تواند دور شما چنبره بزند:
اگر بچه مرا از كار و زندگی بیندازد چه؟
اگر نتوانم از پس مخارجش بربیایم چه؟
اگر بارداری سختی داشته باشم یا اگر بچه مشكلی داشته باشد چه؟ 
می‌بینید كه شخص مضطرب می‌تواند هزاران بهانه برای اضطرابش پیدا كند.
اضطراب حتی بچه‌های شما را هم درگیر می‌كند و اگر مشكل شما هم نباشد، ممكن است درگیرتان كند، اما شاید بتوانید با راهكارهای زیر اشخاص مضطربی را كه در اطراف خود می‌بینید، قدری راهنمایی كنید.

روان‌شناسان 5 مهارت را برای مقابله با اضطراب پیشنهاد می‌كنند كه شما نیز می‌توانید از آنها كمك بگیرید.
این 5 مهارت اساسی عبارتند از: 
شجاع بودن 
استفاده از رویارویی مثبت
تسلط‌ گرا بودن
یادداشت‌ برداری 
آمادگی برای تمرین

مهارت اول: شجاع بودن
شیرین از بارداری می‌ترسد و هر وقت به آن فكر می‌كند دچار اضطراب می‌شود. آنها در خانواده خود ژن معیوب دارند و او می‌ترسد دچار این مشكل نیز بشود. به همین دلیل هر وقت همسرش پیشنهاد می‌كند كه بچه‌دار شوند بشدت مخالفت می‌كند. او از موقعیت‌های اضطراب‌آور هم اجتناب می‌كند. اما آیا كار او درست است؟ اجتناب، اصل موضوع را برطرف نمی‌كند ولی در كوتاه‌ مدت ممكن است موجب كاهش اضطراب شود. شاید این روش وسوسه‌ انگیزی باشد، اما دوری از مكان‌ها و تكالیفی كه زندگی را مشكل می‌كند جواب مساله نیست. متاسفانه تا زمانی كه با موضوع مواجه نشوید، نمی‌توانید آن را حل كنید. كسانی كه با درونگرایی مشكل را انكار می‌كنند خود را فردی منطقی و توانا جلوه می‌دهند. در حالی كه اصل موضوع آنان را رنج می‌دهد و اغلب در مقابل علائم استرس مثل فشار خون بالا، درد و ناراحتی آسیب‌پذیرند. آنان انرژی زیادی صرف سركوب احساسات خود می‌كنند و توان زیادی برای لذت بردن از خوشی‌های زندگی برایشان باقی نمی‌ماند.

مهارت دوم : مثبت‌ نگری
رویارویی مثبت نیز چنین وضعیتی را به وجود می‌آورد. نادر برای غلبه بر مشكلی كه در اداره داشته است از همین مهارت استفاده می‌كند: او در حالی كه با رئیس خود مشكل دارد، سعی می‌كند همیشه در معرض دید او باشد. نادر می‌گوید: می‌خواهم خود را درون آتش بیفكنم تا بر آن چیره شوم.
مواجهه راهی است برای حساسیت‌زدایی نسبت به افراد، مكان‌ها و تكالیفی كه زندگی را برایمان دشوار می‌كند.
ضمن این كه این مهارت احساس شما را نسبت به خودتان بهبود می‌بخشد. اگر می‌خواهی موفق باشی، طوری رفتار كن كه انگار موفق هستی.

مهارت سوم : تسلط‌ گرا بودن
كسانی كه تسلط‌گرا هستند، انرژی و وقت خود را برای كسب و توسعه مهارت‌هایشان صرف می‌كنند و مشكلات را به تجارب آموزنده مبدل می‌سازند.
این نوع نگرش نسبت به چالش‌ها و مشكلات زندگی در مقابل عملكرد گرایی قرار دارد كه اولین هدف در آن اجتناب از اشتباه كردن است. عملگرا‌ها بعد از شكست به سختی می‌توانند سر حال باشند. آنها بر كمرویی خود نیز به سختی غلبه می‌كنند.
اما برای این‌كه بتوانید تسلط‌ گرا باشید، باید نخست روی كاری كه قرار است انجام دهید، متمركز شوید و سپس عقاید منفی را از خود دور كنید. آنگاه تكلیف خود را به عنوان یك چالش در نظر بگیرید كه باید آن را منطقی حل كنید.

مهارت چهارم : یادداشت‌ برداری
هنگامی كه شما می‌خواهید اضطراب را از خود دور كنید با این شیوه می‌توانید نتایج خوبی به دست آورید. در این یادداشت‌ها، تاریخ، ساعت و روز و موقعیت خود را در مورد اضطرابتان بنویسید. سپس به مقدار اضطراب خود از یك تا 5 نمره دهید.
ارزیابی خود را از موقعیت بنویسید. نحوه مقابله با اضطرابتان را هم یادداشت كنید. حالا یك بار دیگر به اضطراب خود نمره دهید.
این یادداشت‌ها به شما كمك می‌كند كه مهارت‌های مقابله‌ای مفید را از مهارت‌های بی‌اثر تشخیص دهید. از طریق بازنگری پیشرفت خود می‌توانید روی روش‌های مناسب‌تر كار كنید.

مهارت پنجم: تمرین كنید
برای كار كردن جدی‌تر روی اضطراب خود آماده شوید. مهارت‌های مقابله با اضطراب تنها زمانی مفید هستند كه شما برای آن، وقت كافی بگذارید. باید هر روز مهارت‌های مقابله‌ای با اضطراب را تمرین كنید.
دقت كنید اگر شما كمالگرا باشید یا نیازمند تایید دیگران یا به علائم جسمی خود بی‌توجه باشید و نیاز شدیدی به كنترل احساس كنید، اضطراب بیشتر به سراغتان می‌آید.
افراد زمانی كه انتظار نامعقول و بالایی از خود یا موقعیت‌ها دارند و بیش از اندازه نگران شكست‌های كوچك و اشتباهات جزیی هستند، بیشتر مضطرب می‌شوند.
اگر می‌خواهید به دام اضطراب نیفتید، سعی كنید ارزشمند بودن خود را در گرو پیشرفت‌هایتان ندانید.

این نوع مكالمه با خود را كنار بگذارید: 

من باید تمام كارها را درست انجام دهم.
من نباید اشتباه كنم.
نمی‌توانم آن را انجام دهم.
هر قدر تلاش كنم فایده‌ای ندارد.

در عوض واقع‌بین باشید و به خود بگویید: 
حداكثر توان خود را به كار خواهم گرفت و از اشتباهات خود درس می‌گیرم.
باید كارها را به قسمت‌های كوچك تقسیم كنم.

به جنبه‌های مثبت خود و كارهایتان فكر كنید و زمانی را نیز برای تفریح اختصاص دهید. در مورد كنترل اوضاع خویشتندار و انعطاف‌پذیر باشید و سعی كنید نظرتان را در مورد خودتان بهبود بخشید تا فكر نكنید نیاز به تایید دیگران دارید.


موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 23:26 ] [ یوسف مبینی ]

خانواده ها می توانند در ازدواج هم نقش مثبت و هم نقش منفی داشته باشند. قبل از هر چیز خانواده ها باید بدانند که با توجه به رشد فرهنگی و اجتماعی، اصول مورد نظر آنان در ازدواج خودشان نمی تواند در مورد فرزندان آنها معیارهای صحیحی باشد. و مقایسه خود با فرزندشان کاری نادرست است.

 

تناسب خانواده ها

یکی از مهم ترین روابطی که همسران را تحت تأثیر قرار می دهد رابطه ی خانواده های آن ها با یکدیگر است که اگر مناسب نباشد زوجین دچار مشکل می شوند تنها زمانی رابطه خانواده ها کم ترین تأثیر را دارد که پسر و دختر افرادی مستقل و پخته باشند شخصیت اخلاقی و معنوی افراد در خانواده شکل می گیرد ویژگی های اخلاقی فرزندان بازتاب تربیت خانوادگی آن هاست گاهی در خانواده هایی که با شرایط نامناسب افرادی شایسته رشد می یابد و برعکس در خانواده های خوب فرزندان نا صالح بار می آیند. تناسب خانواده ها بهتر است در این جنبه ها باشد: اعتقادات مذهبی و دینی، عوامل فرهنگی، طبقه بندی اقتصادی و اجتماعی.

 

اگر وجوه مشترکی بین خانواده ها نباشد در اولین قدم این خود همسران هستند که آسیب می بینند مخصوصاً اگر وجوه متفاوت یکدیگر را درک نکنند و نخواهند که درک بکنند و یا نتوانند درک بکنند. در اینجاست که زن و شوهر به جای اینکه به همدیگر در زندگی کمک کنند گاهی همدیگر را تحقیر و سرزنش می کنند یا به بهانه گیری می پردازند. پس در اولین قدم آنها آسیب می بینند و در پرتو این آسیب قطعاً فرزندان و دیگران مرتبط با آنها آسیب خواهند دید. همچنین بسیاری وقتها پدیده طلاق ناشی از همین عنصر یا عامل مهم است.

 

با چه خانواده ای وصلت کنید؟

قبل از ازدواج دقت کنید که خانواده طرف مقابل، یک خانواده سالم و منسجم باشد. این که بگویید من قرار نیست با خانواده اش زندگی کنم، خود او با خانواده اش متفاوت است و... شاید توجیهات عاشقانه ای باشند اما در عمل زندگی شما را به نابودی می کشند. هر فردی حتی اگر بسیار از خانواده اش متفاوت باشد، باز در مواقع بحرانی همان طوری رفتار می کند که در خانواده اش مرسوم بوده. کنترل یک فرد و تعقل و انتخابگری او روی رفتارهایش همیشه ادامه نخواهد داشت و زمان هایی هم هست که او مطابق آنچه از کودکی در ضمیر ناخودآگاهش ثبت شده رفتار می کند. آن طوری که پدر و مادرش رفتار کرده اند نه آن طوری که منطق و آموخته هایش به او می گوید.

 

یك خانواده محكم و منسجم، خانواده ای است که همه اعضای آن در جای اصلی خود قرار دارند، همواره می كوشند در همه موارد پشت و یا رویاروی یكدیگر باشند. در چنین خانواده هایی ارزش ها و قابلیت های هرشخص اعم از بزرگ و كوچك كشف و شكوفا می شود. در نتیجه هر مرحله از زندگی به گونه و شیوه یی مرتب پیش خواهد رفت و چنانچه مشكلی هم پیش آید، همه با همفكری و همیاری یكدیگر بسرعت مانع به وجود آمده را برطرف خواهند كرد.

 

والدین و حق انتخاب

ازدواج، شخصی ترین موضوع در زندگی است. بنابراین والدین بایدحق انتخاب را به جوانان بدهند. حقی که با نظارت بزرگسالان معنی پیدا می کند. جوانان نیز باید بدانند که تجربیات بزرگ ترها در امر ازدواج بسیار بیش از آن چه تصور می کنند می تواند راهگشا و راهنما ی آنان باشد. تعدیل و تعادل، رمز موفقیت در هر کاری است.

 

ضرورت رضایت خانواده ها

روابط خانوادگی زن و شوهر با افراد خانواده خود نیازی طبیعی است و این در صورتی برآورده و یا ممکن خواهد شد که هر دو خانواده با ازدواج فرزندان موافق باشند. اما اگر فرزندان بدون رضایت خانواده ی خود ازدواج کند، باید به پیامد های آن از قبیل عصبانیت والدین آگاهی داشته باشند که بسته به شدت وضعف آن، واکنش هایش نیز متفاوت خواهد بود.

RTL
موضوعات مرتبط: ازدواج و همسرداری
[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 23:1 ] [ یوسف مبینی ]

خدایای رحمان نوید میلاد سال نو را بر دوش نسیم بهاری گذاشت تا این امانت سبز را به رسم آغاز به خالق سپارد.حلول سال نو و تولد دوباره طبیعت، عید فرخنده و کهن نوروز باستانی را که یادگار نیاکان و پیام‌آور دوستی، عشق و محبت، با لطافت گیاه و خرمی طبیعت، و تحول به مراحل نیکوتر و برتر است.

از خداوند منان برای همه ایرانیان در سال جدید سلامتی  و عاقبت‌‌بخیری را آرزومندم.

  

موضوعات مرتبط: فرهنگ و هنر
[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 10:54 ] [ یوسف مبینی ]
یک سال به انتظار تعطیلات می‌نشینیم اما با آمدنش، اوضاع به شکل دیگری پیش می‌رود. برنامه‌های زندگی‌مان به هم می‌ریزد و خستگی مهمانی رفتن‌ها و مهمان‌داری‌ها، رمقی برای خوشگذرانی برایمان نمی‌گذارد. بی‌برنامگی و آشفتگی روز‌های تعطیل، کم‌کم ما را خسته می‌کند و این خستگی، به تنش‌های ریز و درشتی در خانه منجر می‌شود. اگر می‌خواهید تعطیلات شما چنین سرنوشتی پیدا نکند، توصیه‌های زیر را جدی بگیرید. شما می‌توانید نوروز امسال را کمی آرام‌تر و متفاوت‌تر بگذرانید.

نگران چیزهای کوچک نباشید

بپذیرید که تعطیلات استرس‌زاست و سعی کنید در این چند روز، همه عوامل استرس‌زا را از خود دور کنید. از آماده کردن غذا‌ها گرفته تا تهیه هدیه و رسیدن به برنامه سفر، همه و همه می‌توانند به شما استرس وارد کنند. بهتر است قبل از تعطیلات با همسرتان در مورد کارهایی که ممکن است به هر کدام از شما استرس وارد کند صحبت کنید و قول دهید که در این چند روز، از انجام دادن‌شان پرهیز می‌کنید. از سوی دیگر با خوردن نوشیدنی‌های گیاهی آرامش‌بخش و آرام کردن فضای خانه، سعی کنید تعطیلات امسال را آرام‌تر از هر سال بگذرانید. یادتان نرود همه برنامه‌هایی که تنظیم کرده‌اید، برای بهتر گذراندن این روزهاست، پس با وارد کردن فشار به خود و خانواده‌تان از این هدف دور نشوید.

کار را تعطیل کنید

شما ۱۱ ماه و نیم برای کار کردن فرصت داشته‌اید، پس در این فرصت کوتاه از تلفن‌های کاری و لپ‌تاپتان دور شوید. دیدن شبکه‌های خبری را برای فرصت دیگری بگذارید و در این چند روز، با فاصله‌گرفتن از اقتصاد و سیاست، به ذهن‌تان استراحت دهید. اگر شغل آزاد دارید و حتی در این روز‌ها موظف به کار هستید، لااقل چند روز را تعطیل کنید و در باقی روز‌ها، ساعات کمتری را دور از خانه بگذرانید. بهترین هدیه عید شما به خانواده‌تان، می‌تواند حضور بیشتر جسمی و روانی در این روز‌ها باشد.

ضعف‌های همدیگر را فراموش نکنید

بسیاری از بحث‌ها و سوء‌تفاهم‌های تعطیلات، به‌خاطر فراموشکاری ما ایجاد می‌شود. اگر شما می‌خواهید گرفتار این بحث‌ها نشوید، بهتر است یادتان بیاید که با چه کسی ازدواج کرده‌اید یا چه فرزندانی را پرورش داده‌اید. شاید همسر شما کمی کند باشد یا به راحتی دچار استرس شود. شاید او در روزهای تعطیلات نیاز به تنهایی بیشتری داشته باشد یا از حضور در میان دیگران آرامش بگیرد. شاید فرزندان شما به بودن در کنار همسالان‌شان نیاز داشته باشند یا احتیاج داشته باشند از شما جدا نشوند. پس با در نظر گرفتن نیاز‌ها، توانایی‌ها و حساسیت‌های اعضای خانواده‌تان، در انتظارات خود بازنگری کنید و انتظاری از آن‌ها نداشته باشید که با انجام نشدنش، محیط خانه را سرشار از سوء‌تفاهم، دلخوری یا استرس کند.

۵۰ درصد آماده باشید

سعی کنید قبل از تعطیلات، مواد غذایی که برای برگزار کردن مهمانی به آن‌ها احتیاج دارید تهیه و نیم‌پز کنید تا در روزهای مهمانی، با فشار کاری کمتری روبه‌رو باشید. یادتان باشد که هدف از دعوت دیگران به خانه‌تان، بیشتر بودن در کنار آنهاست پس سعی کنید همه لحظات خود را در آشپزخانه نگذرانید و برای بودن در کنار عزیزان‌تان آماده‌تر باشید.

از یکدیگر کارگر نسازید

یکی از مهم‌ترین بهانه‌ها برای دلخوری‌ها و بگومگوهای قبل از تعطیلات، کار کردن در خانه است.‌‌ همان قدر که آقایان باید زحمت‌های خانه تکانی را فقط به دوش خانم‌ها نیندازند و خودشان هم آستین بالا بزنند، به خانم‌ها هم توصیه می‌شود، در کمک گرفتن از آقایان، اصرار نکنند! اشتباه نکنید. قرار نیست خانم‌ها یک تنه همه بار را به دوش بکشند و همسرتان پایش را روی پایش بیندازد و چای بخورد. راه حل این مشکل، استفاده از کمک دیگران است. حتما قرار نیست هزینه‌ای که برای عید گذاشته‌اید را خرج مسافرت و مهمانی کنید؛ اگر همیشه با هزار بحث و جنجال خودتان خانه تکانی می‌کردید، این‌بار کارهای خانه را برون‌سپاری کنید و از فردی که شغلش نظافت منزل است بخواهید که چند ‌روز برای خانه‌تکانی به منزل شما بیاید و یک روز هم در میان تعطیلات به شما سر بزند تا اگر کار‌های‌تان دوباره روی هم انبار شده، به شما کمک کند.



با مهمان‌ها صادق باشید

اگر قرار است از راه دور مهمانی برای شما بیاید و چند روز در خانه‌تان بماند، بهتر است شرایط خود را در نظر بگیرید. ممکن است شما برنامه‌های مهم‌تری برای این روز‌ها داشته باشید یا حضور چند نفر در خانه‌تان از نظر مالی به شما فشار وارد کند. پس قبل از پذیرش آن‌ها، محدودیت‌های خود را برایشان توضیح دهید و از آن‌ها بخواهید برنامه خود را با شما تنظیم کنند. شاید از این مهمان‌ها چند روز قبل یا چند روز بعد به خانه شما بیایند، شرایط زمانی و روانی بهتری را برای پذیرایی از آن‌ها داشته باشید. پس با رودربایستی، تعطیلات خود را خراب نکنید.

نادیده‌ها را ببینید

تعطیلات‌تان را بدون برنامه‌ریزی و هدف نگذرانید. این روزهای کم ترافیک بهترین فرصت برای رفتن به مکان‌هایی هستند که پیش از این امکان حضور در آن‌ها را نداشته‌اید. سعی کنید در این هوای پاک، از طبیعت اطراف شهر بیشترین بهره را ببرید و اگر در شهرتان اثر تاریخی یا مکان دیدنی دیگری است، با برنامه قبلی برای بازدید از آن اقدام کنید. شاید بد نباشد قبل از شروع تعطیلات، یک چک لیست از این برنامه‌های خانوادگی تهیه کنید و با تایید همه اعضای خانواده، در جریان تعطیلات از روی آن‌ها پیش بروید.

در مهمانی‌ها شیرجه نزنید

درست است که مهمانی‌ها قسمت اصلی روزهای تعطیل هستند اما بهتر است به جای غرق شدن در آن‌ها، بهترین استفاده را از تعطیلات‌تان بکنید. به خود و خانواده‌تان قول دهید که چند ساعت از روزتان را تنها در کنار آن‌ها می‌گذرانید و از همه اعضای خانواده بخواهید که در این ساعت‌ها، قرار دیگری نگذارند. اگر بتوانید بخشی از روزتان را بدون حضور جسمی یا مجازی دیگران سپری کنید، می‌توانید امیدوار باشید که تا پایان تعطیلات، بخش بزرگی از فاصله‌ای را که میان‌تان است از میان می‌برید.

با خودتان مهمان بازی کنید

فکر کنید که تمام این روزهای تعطیل، روزهای یک مهمانی خانوادگی‌است. زیبا‌ترین و مرتب‌ترین لباس‌های‌تان را در این چند روز بپوشید و حسابی به ظاهرتان اهمیت دهید. نیازی نیست که مهمان داشته باشید. همین که شما و همسرتان چند روز خاص را از هر نظر با هم بگذرانید می‌تواند یک شروع خوب برای سال جدید باشد. پس سعی کنید همه چیز را کمی متفاوت‌تر از قبل تدارک ببینید. از لباس و ظاهرتان گرفته، تا غذاهایی که درست می‌کنید و برنامه‌هایی که می‌بینید.

بازی کنید

قبل از شروع تعطیلات، چند بازی فکری گروهی بخرید تا در طول روز، همراه خانواده‌تان آن‌ها را انجام دهید. سعی کنید در انتخاب بازی‌ها، سلیقه و سن همه اعضای خانواده‌تان را در نظر بگیرید و با انتخاب بازی‌های متفاوت، مانع از خسته و کسل شدن اعضای خانواده‌تان در این روز‌ها شوید. اگر اختلاف سنی فرزندان‌تان کم است، می‌توانید بازی‌های منحصر به آن‌ها را انتخاب کنید تا در زمانی که شما مشغول کارهای خانه یا رسیدگی به مهمان‌ها هستید، آن‌ها هم سرگرم باشند.

بسیاری از ما معتقدیم که تعطیلات وقت سفر است. اما بهتر است امسال نظر خود را کمی تغییر دهید. برنامه سفرتان را کمی کوتاه‌تر تنظیم کنید و از انتخاب مکان‌های متعدد و با فاصله برای سفر پرهیز کنید

تنها بودن را از هم نگیرید

برای شمایی که تمام روزهای سال را سخت کار می‌کنید، تعطیلات عید فرصت خوبی برای با هم بودن است. اما قرار نیست در تمام ۱۳ روز تعطیلی یک لحظه از هم جدا نشوید و با اغراق کردن در این ارتباط، اوضاع را برای خودتان سخت کنید. در این تعطیلات فرصت تنها بودن را هم از هم نگیرید. چند ساعتی در روز از هم دور شوید، به کارهای شخصی‌تان برسید، ‌پیاده‌روی کنید یا حتی در خیابان‌های خلوت شهر رانندگی کنید، هم بد نیست.

بچه‌ها را فراموش نکنید

بزرگ‌تر‌ها آنقدر درگیر دید و بازدید‌های عید می‌شوند که بچه‌ها و نیاز‌های‌شان را فراموش می‌کنند. در میان دوستان یا اعضای فامیل شما، خانواده‌هایی هستند که فرزندشان با فرزند شما هم سن و سال است؟ اگر چنین فرصتی دارید، از آن برای شادی فرزندتان استفاده کنید. یک مهمانی کودکانه ترتیب دهید و با چیدن یک میز رنگارنگ از خوراکی‌های مورد پسند آن‌ها و فراهم کردن وسایل بازی و تفریح، بهترین لحظات را برای بچه‌ها رقم بزنید. اگر در خانه امکان چنین کاری را ندارید، به یکی از خانه‌های بازی بروید و همه آن‌ها را به چند ساعت بازی مهمان کنید.

موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 10:48 ] [ یوسف مبینی ]
زمان انتظار می تواند یک زمان بیهوده و بی ثمر باشد – البته اگر شما این اجازه را به آن بدهید. اما با کمی فکر و برنامه ریزی می توانید زمان بیهوده انتظار را به زمانی مفید و کاربردی تبدیل کنید. در اینجا ده نمونه ساده برای این کار را ذکر کرده ایم.


1. استرس خود را کم کنید و آرام باشید

با گوشی موبایل خود بازی یا وب‌گردی کنید یا به ایمیل های خود پاسخ دهید. می توانید فیس بوک و توئیترتان را چک کنید. مجله بخوانید. همیشه و همه جا در کیف خود کتابی داشته باشید که هنگام انتظار مطالعه کنید. می توانید موسیقی یا رادیو گوش کنید. هر کدام از این کارها را که دوست دارید با کمال میل انجام دهید تا دیگر حوصله تان سر نرود.


2. برای ادامه روز خود رنامه ریزی کنید

این روزها تقریبا همه آدم ها بسیار مشغول هستند و گویا در یک ماز گیر افتاده اند و وقتی برای برنامه ریزی های دقیق در زندگی خود ندارند. بهترین فرصت برای تهیه فهرست کارهایی که باید انجام دهید، زمان انتظار است. وقتی منتظر هستید می توانید برای ادامه روز خود به درستی برنامه ریزی کنید و بر اساس آن به دیگرهای کارهای خود برسید.


3. با تلفن صحبت کنید

شاید در طول روز یا حتی در طول هفته وقت کافی نداشته باشید که به دوستان قدیمی خود زنگ بزنید و احوال آنها را جویا شوید. زمانی که منتظر هستید می توانید این کار را انجام دهید. با این کار هم وقت شما پر شده است و هم دوستتان خوشحال می شود.




4. از بخش دیگر مغز خود کار بکشید

اگر شغل شما ایجاب می کند همیشه منطقی باشید، سعی کنید از این فرصت برای استفاده از نیمکره دیگر مغز خود استفاده کنید. شعر بنویسید، داستانی برای کودکان خود بنویسید، با موبایل در سایت فلیکر گشت بزنید و از تماشای عکس های هنری لذت ببرید. یا اگر برعکس، همیشه کارهای هنری انجام می دهید، بهتر است هنگام انتظار از بخش منطقی مغز خود استفاده کنید. به طور مثال، جدول حل کنید.


5. با قابلیت های گوشی خود آشنا شوید

اگر تاکنون فرصت نکرده اید تا همه جای گوشی خود را زیر و رو کنید، در فرصت پیش آمده این کار را انجام دهید. هنگام انتظار در صف اتوبوس یا مطب دکتر، گوشی هوشمند خود را برداشته و همه قابلیت های آن را کشف و امتحان کنید.


6. با کناردستی خود سر صحبت را باز کنید

اینکه از غریبه ها نیز می توان مسایل خوبی آموخت را نادیده نگیرید. شاید مثلا به شما رستوران های خوبی را معرفی کند. یا یک مساله بغرنج را حل کند. یا رازهایی از زندگی بگوید که هیچ گاه به آنها توجه نداشته اید. به همین دلیل، می توانید هنگام انتظار در صف، اداره یا مطب با فردی که در کنار شماست صحبت و به این ترتیب از وقت خود به بهترین نحو استفاده کنید.


7. خیالپردازی کنید

به خود اجازه خیال پردازی بدهید. با فکر، تمرکز و تجسم کردن رویاهای خود با همه جزئیات می توانید لحظه های خوبی برای خود رقم بزنید. این کار به کم شدن استرس شما نیز کمک می کند. می توانید در ذهن خود به مسافرت دلخواه بروید و در آنجا حسابی تفریح کنید.




8. خدا را شکر کردن

خیلی از ما در زندگی برای داشته های خود شکرگزاری نمی کنیم. زمان انتظار بهترین فرصت برای فکر کردن به استعدادها و نعمت هایی است که داریم و شکرگزاری برای آنهاست. هرگز استعدادها و تلاش های خود برای دست یافتن به موفقیت هایتان را دست کم نگیرید.


9. مراقبه کردن

می توانید در هر لحظه و هر جایی که هستید فکر کنید و برای این کار به شرایط خاصی نیاز ندارید. مراقبه به موسیقی یا فرم های خاصی از بدن نیاز ندارد. مراقبه فقط وسیله ای برای خالی کردن ذهن و کم کردن استرس است.


10. ورزش کردن / حرکات کششی

هنگامی که مثلا ساعت ها در فرودگاه در انتظار پرواز هستید، می توانید حرکات کششی انجام دهید یا ورزش کنید. این کار موجب کاهش استرس می شود و تا حد زیادی ذهن شما را مشغول می کند به این ترتیب زمان انتظار برایتان خیلی هم ناراحت کننده نخواهد بود.

موضوعات مرتبط: سخنان حکمت آموز، روانشناسی و موفقیت
[ یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ] [ 19:5 ] [ یوسف مبینی ]

تناسب اندام به روش بادی‌پامپ (BodyPump)

بادی‌پامپ شکلی جدید و پرهیجان برای وارد کردن ورزش و تناسب‌اندام به زندگی‌ آدمهاست و کلاس‌های ورزشی این رشته این روزها در اکثر باشگاه‌ها بر پا می‌شود.

بادی‌پامپ بااینکه ابتدا  توسط لزمیلز (Les Mills) در نیوزلند آغاز شد اما الان در سراسر دنیا کلاسی پرطرفدار برای همه سطوح ورزشی به شمار می‌رود.

این کلاس‌ها که توسط مربیانی حرفه‌ای برگزار می‌شود، با حجم بالای کالری که کمک می‌کند در یک جلسه بسوزانید، قبل و بعد از جلسه تمرین لبخند را به روی لبانتان می‌نشاند.

تمرینات بادی‌پامپ چه فوایدی دارند؟

با مربیان حرفه‌ای و کلاسی پر و همچنین موزیک‌های انگیزه‌دهنده، نه تنها از ورزشتان لذت خواهید برد، بلکه هر به هر هدفی که در ذهن دارید هم خواهید رسید.

با بالا رفتن حجم عضلانی بدنتان و از بین رفتن تدریجی چربی‌ها، خیلی زود شاهد شکل گرفتن و تفکیک عضلاتتان خواهید بود.

در یک جلسه تمرین بادی‌پامپ چند کالری می‌سوزانید؟

در ۴۵ تا ۶۰ دقیقه‌ای که این کلاس‌ها طول می‌کشند، وقت کافی برای سوزاندن مقدار زیادی کالری خواهید داشت. و همه ما می‌دانیم که هر چه کالری بیشتری بسوزانید، کاهش وزن بیشتری خواهید داشت. در طول یک جلسه ۶۰ دقیقه‌ای بادی‌پامپ، برحسب شدت و سطح کلاس، میزان کالری که می‌سوزانید در حدود ۶۰۰ کالری خواهد بود.

بادی‌پامپ چیست؟

بادی‌پامپ ورزشی هوازی-قدرتی است که از هالتر برای انجام تمرینات قدرتی و استقامتی استفاده می‌کند. این کلاس‌ها از موزیک‌های ویژه و بسیار پرهیجان و انگیزش‌دهنده استفاده می‌کند که قدرت و کارایی شما را چندبرابر می‌کند. کلاس‌های بادی‌پامپ که معمولاً ۶۰-۴۵ دقیقه طول می‌کشند، توسط مربیان حرفه‌ای هدایت می‌شوند. بادی‌پامپ تمریناتی بسیار مفرح و البته سخت هستند که ضربان‌قلب شما را بالا برده، روی کلیه قسمت‌های بدنتان کار می‌کنند و کالری بسیار بالایی برایتان می‌سوزاند.

از یک تمرین بادی‌پامپ چه انتظاراتی می‌توان داشت؟

شما تمرین ۶۰-۴۵ دقیقه‌ای طولانی را با کلاسی پر از شرکت‌کننده خواهید گذراند. مربی بادی‌پامپ ابتدا با وزنه‌های سبک بدن شما را گرم می‌کند تا شما را برای تمرینات سخت‌تر آماده کند.

سپس با استفاده از هالتر تمرینات قدرتی و هوازی را روی عضلاتتان انجام خواهید داد. روی هریک از گروه‌های عضلانی اصلی بدن ازجمله سینه، پشت و زیربغل، شانه‌ها و شکم کار می‌شود. این مسئله که در یک جلسه تمرین روی کل بدن کار می‌شود تضمین می‌کند که بالاترین میزان کالری را بسوزانید.

ریتم موزیک‌ها با رسیدن به زمان سرد کردن تدریجاً کندتر می‌شود و برای جلوگیری از گرفتگی و آسیبدیدگی عضلانی، در آخر کلاس حرکات کششی انجام می‌شود.

آیا تمرینات بادی‌پامپ برای کاهش وزن مناسب است؟

تمرینات استقامتی با وزنه راهی عالی برای کالری‌سوزی و روشی فوق‌العاده برای عضله‌سازی است. با بالا رفتن متابولیسم، عضلات با این تمرینات ترمیم می‌یابند. مدت زمان طولانی بعد از اتمام تمرین هم سرعت کالری‌سوزی همچنان بالا خواهد ماند. 

با افزایش حجم عضلات بدن هر روز به انرژی بیشتری نیاز خواهید داشت که اگر بخواهید آن وزن را با کم کردن کالری‌های مصرفی به انجام برسانید، موجب کاهش حجم عضلات خواهد شد.

بنابراین با بادی‌پامپ نه تنها کالری کافی می‌سوزانید، در زمان ریکاوری نیز همچنان سوختن کالری‌ها ادامه می‌یابد و با افزودن به حجم عضلاتتان می‌توانید متابولیسمتان را همیشه بالا نگه دارید.

آیا کلاس‌های بادی‌پامپ جایگزین دیگری دارند؟

مطمئناً اگر تمرین کردن با هالتر را دوست نداشته باشید، می‌توانید کلاس‌های زیر را انتخاب کنید:

بادی‌اتک (BodyAttack):
 تمریناتی برای ورزشکاران رشته‌های مختلف که از تمرینات اینتروال و چابکی برای ارتقای تناسب‌اندام و شکل دادن به بدنتان استفاده می‌شود.

بادی‌کامبت (BodyCombat): که ادغامی از تمرینات ورزش‌های کاراته، بوکس، تکواندو، تای‌چی و موای‌تای برای رها کردن حس جنگندگی درونی‌تان به طریقی مفرح می‌باشد.

بادی‌بالانس (BodyBalance): استفاده از تای‌چی، یوگا و پیلاتس برای بالا بردن تعادل بدن.

بادی‌استپ (BodyStep): استفاده از استپ ایروبیک برای سوزاندن حجم بالای کالری و انجام تمرینات خاص پایین‌تنه.

بادی‌جم (BodyJam): تمرین هوازی موزون آمیخته با رقص که آنقدر از آن لذت خواهید برد که فراموش خواهید کرد مشغول ورزش هستید!

بادی‌وایو (BodyVive): تمرینی با شدت پایین که با استفاده از توپ و کش‌های مخصوص، تناسب‌اندام شما را ارتقا داده و با کمترین فشار بر روی مفاصل، بدنتان را شکل خواهد داد.

باشگاه‌های مختلفی این کلاس‌ها را برگزار می‌کنند که با کمی جستجو، می‌توانید نزدیک‌ترین باشگاه به خودتان را پیدا کنید.



موضوعات مرتبط: ورزش
[ یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ] [ 18:35 ] [ یوسف مبینی ]
«دلزدگی از تحصیلات» که قبلا در ذهن افراد انگشت شماری از یک دوره ورودی شکل می گرفت و دلایل شخصی داشت، حالا به یک پدیده فراگیر اجتماعی تبدیل شده است که باید برای آن دنبال دلایل اجتماعی هم بگردیم.

چرا دلزدگی از تحصیلات؟

برای دلزدگی از تحصیلات به طور کلی می توان دلیل های فراوانی ردیف کرد اما دلزدگی از تحصیلات در نسل جوان فعلی در ایران امروز دلایل خاص خودش را دارد.

1- نسل چهارمی ها دانشگاه گریزترند

هر چه نسل سوم (متولدین دهه 60) بیشتر دنبال رسیدن به تحصیلات عالی بود و این سطح از تحصیلات برایش حتی به معنای زندگی تبدیل می شد، نسل چهارمی ها (متولدین دهه 70) به تحصیل دانشگاهی فقط به عنوان یک سبک زندگی نگاه می کنند. سبکی که می تواند باشد یا نباشد. برای نسل چهارمی ها خود زندگی مهمتر است. اینکه خوب زندگی کنند و از زندگی لذت ببرند.

برای همین یک نسل چهارمی ممکن است به راحتی از دانشگاه بگذرد و مشغول یک کار فنی شود و از آن کار فنی پول در بیاورد و زندگی اش را بکند. برای همین درصد نسل چهارمی هایی که به دوره های فنی و حرفه ای می روند به مراتب بیشتر از نسل سومی هاست.

حالا وقتی که یک نسل چهارمی، احتمالا به اجبار خانواده یا ارزش های اجتماعی وارد دانشگاه می شود و می بیند دانشگاه کمکی به لذت بردن از زندگی نمی کند، از دانشگاه دلزده می شود.


2- عشق بعد از ازدواج پیش نمی آید

متاسفانه سیستم آموزشی ما هنوز هم جوری است که دانش آموزان دبیرستانی نه چندان با رشته های دانشگاهی آشنا می شوند و نه حتی وقتی آشنا شدند سیستمی وجود دارد که آنها را به جایی که می خواهند هدایت کند. برای همین بیش از 90 درصد دانشجوها یا در مورد رشته خودشان اطلاعات کارآمدی نداشته اند یا در آن رشته ای که می خواستند تحصیل نمی کنند.

اطلاعات در مورد رشته دانشگاهی هم باید عمیق تر از چند پاراگرافی باشد که سازمان سنجش در مورد هر رشته ای در یک دفترچه چاپ می کند. باید سیستمی پیش بینی شود که فارغ التحصیل ها و دانشجویان رشته های مختلف با دبیرستان ها در تعامل باشندتا دانش آموزها خیلی واقعی با گزینه های مختلف پیش رویشان آماده شوند. حالا که این اتفاق نمی افتد، احتمال دلزدگی از رشته ای که یا آن را نمی شناسیم یا آن را نمی خواهیم بالاتر و بالاتر می رود.


3- نگاه تکلیف محور در دانشگاه ها حاکم شده است

به خاطر گسترش بی رویه آموزش عالی در ایران، سطح کیفیت آموزشی دانشگاه ها هر روز پایین تر و پایین تر می آید و دانشگاه ها به یک دبیرستان بزرگ تبدیل می شوند.

نگاه تکلیف محوری که متاسفانه به عنوان یک روش غلط آموزشی – خانوادگی در دبیرستان ها حاکم است به دانشگاه ها هم وارده شده است. اگر دبیرستان یک چهار سال منتهی به کنکور است که باید در آن تست زد و تست زد، حالا دوره کارشناسی هم به یک دوره منتهی به کنکور ارشد بدل شده است که در آن فقط منابع ارشد برای دانشجو مهم اند.

این نگاه تکلیف محور حس اجبار ناخوشایندی ایجاد می کند که به دلزدگی منجر می شود.


4- بی نتیجه بودن تحصیلات

برای نسل چهارمی ها که تجربه ناخوشایند سرگردانی بعد از فارغ التحصیلی نسل خودشان را دیده اند و از آن طرف پشت هر فرایندی دنبال یک چیز عینی و ملموس هستند که دستشان را بگیرد، تحصیلات دانشگاهی در این فراوانی فارغ التحصیل چیز خوشایندی نیست.

اصلا برای همین است که نسل چهارمی هایی که وارد دانشگاه می شوند از همان اول به فکر تحصیلات تکمیلی هستند. یعنی فرایندی که در آن احتمال بیشتری دارد چیزی دستشان را بگیرد. در غیر اینصورت احتمال پیش آمدن دلزدگی از تحصیلات و انصراف دادن همیشه وجود دارد.


با دلزدگی از تحصیلات چه کار کنیم؟

خب حالا که این همه دلیل اجتماعی و آموزشی برای اینکه از تحصیلات دانشگاهی دلزده شویم وجود دارد، آیا باید دست روی دست بگذاریم و بر اساس همین حس منفی عمل کنیم؟ آیا باید آن را به عنوان یک درد مزمن بپذیریم؟ درست است که این پدیده اجتماعی است، اما راهکارهای فردی و خلاقانه ای برای کنار آمدن و حل کردن حس دلزدگی از تحصیلات دانشگاهی وجود دارد. این چند راهکار را امتحان کنید.

پیشاپیش در مورد رشته دانشگاهی آگاهی کسب کنید.

حالا که در سیستم آموزشی ما جایی برای تعامل دانشجویان و فارغ التحصیل ها با دبیرستان وجود ندارد، خودتان این سیستم را ایجاد کنید. از بین اقوام و آشنایان یا دوست های مجازی تان، دانشجویان رشته هایی که به عنوان گزینه در سر شما می چرخد را پیدا کنید و با آنها در مورد رشته دانشگاهی شان حرف بزنید. از کمک های مشاور تحصیلی هم غافل نشوید. هر چه شما اطلاعات بیشتر، به روزتر و عمیق تری در مورد رشته دانشگاهی تان داشته باشید، کمتر احتمال دارد بعدا از آن رشته دلزده شوید.


خودتان را بشناسید

گاهی ما حس می کنیم «این رشته دانشگاهی مال من نیست». شاید به خاطر اینکه قبل از اینکه رشته دانشگاهی را انتخاب کنید اصلا خودتان، علاقه و استعدادهای تان را نشناخته اید. این که به کدام شغل ها رغبت بیشتری دارید، اینکه از کدام نوع از هوش های هشتگانه (زبانه، موسیقایی، ریاضی، بصری، بدنی – حرکتی، میان فردی، درون فردی و طبیعت گرایانه) بیشتر بهره برده اید، اینکه سطح هوشی تان با منابع و تکلیف های یک رشته دانشگاهی جور است یا نه، همه و همه کمک می کند تا شما با خودآگاهی وارد یک رشته دانشگاهی شوید. در مورد رغبت به تحصیل و سطح هوش آزمون هایی وجود دارد که می توانید آنها را در مراکز مشاوره اجرا کنید.


نگاه تکلیف محور را کنار بگذارید

در دانشگاه «دانشجو» باشید نه یک دانش آموز که صرفا یکسری از اطلاعات را دانلود می کند. دانشجو فقط به منبع اصلی یک درس اکتفا نمی کند و منابع دیگر آن درس را هم ورق می زند. دانشجو فقط فصل هایی که استاد از آن سوال می دهد را نمی خواند.

برای دانشجو، کار عملی هم به اندازه اطلاعات تئوریک مهم است و آن را سمبَل نمی کند. و در نهایت اینکه برای دانشجو هر واحد درسی یکسری اطلاعات در مورد جهان هستی است که وقتی آنها را می داند حس بهتری نسبت به قبل دارد.


فقط درس نخوانید

وقتی دانشگاه محدود به کلاس و جزوه و استاد و شب امتحان شود، معلوم است ذهنیت خوشایندی در ذهن یک جوان سرحال که باید جوانی کند، ایجاد نمی کند.

فقط کلاس های دانشگاه را نبینید، فوق برنامه، انجمن های علمی، گروه های ورزشی، کلاس های فرهنگی، آشنایی با قومیت های دیگر، آشنایی با سبک زندگی های دیگر، آشنایی با دیدگاه های سیاسی دیگر و منابع غیردرسی کتابخانه دانشگاه را هم ببینید و سعی کنید از این امکانات دانشگاه برای جوانی کردن استفاده کنید.





موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 ] [ 13:51 ] [ یوسف مبینی ]
آیا تا به حال فکر کرده‏اید که چرا عذرخواهی مشکل است و هیچ می‏دانید که عذرخواهی در زندگی زناشویی، چقدر می‏تواند اختلافات بیهوده را از بین ببرد؟



اغلب زوج‏های جوان حتی اگر در گذشته، بهترین دخترها و پسرها برای خانواده‏هایشان بودند، در زندگی مشترک با همسرشان، دچار اختلاف می‏شوند.



کسی نمی‏تواند ادعا کند که تا به حال با همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجیده است. بعضی‏ها به خاطر جر و بحث‏هایی که پیش می‏آید، احساس می‏کنند که ازدواجشان موفق نبوده است. با این حال، خود را ناگزیر به سازش با همسر می‏دانند؛ اما اختلاف آنها، مثل آتش زیر خاکستر، باقی می‏ماند. در این موارد، لازم است هر یک از زوجین فقط این سؤ ال را از خود بپرسند که «چقدر برای بهبود روابطمان زحمت کشیدیم»؟



اغلب ما در برابر این سؤال، ابروها را بالا انداخته، با چشمانی از حدقه بیرون زده و قیافه‏ای حق به جانب، می‏گوییم : « خیلی ».

حقیقت امر این است که ما زحمتهایمان را حساب شده نکشیدیم.
_ آیا تا به حال سعی کرده‏ایم که ریشه اختلافات را پیدا کنیم و مسائلی را که سد راه خوشبختی ماست، برطرف کنیم؟



_ آیا تا به حال خواسته‏ هایمان را در کفه ترازوی ذهنمان گذاشته‏ایم تا ببینیم کدام ارزش را باید فدای ارزش دیگر کنیم؟



_ آیا تا به حال فکر کرده‏ایم که ما می‏توانیم با کمی سعی و تلاش، زندگی مشترکمان را سرشار از شادی، عشق و محبت کنیم؟



نارضایتی‏های کوچک

نارضایتی‏های کوچک را دست کم نگیریم؛ چون اغلب همین‏ها هستند که سد راه خوشبختی هستند؛ مثل بگو مگوها، نیش زدن‏ها، دخالت‏ها، ناسازگاری‏ها، ناکامی‏ها، غرورها و منت گذاشتن‏ها. اگر در برابر این مسائل کوچک از خود گذشت نشان دهید، راههای جدیدی برای دوست داشتن زندگی و همسرتان باز خواهد شد و به یک نیروی فزاینده مثبت، دست خواهید یافت. در این جا برای نمونه، چند راه را به شما یادآوری می‏کنیم؛ سعی کنید راه‏های دیگر را خودتان کشف کنید.



منت نگذارید

منظور کردن کارهایی که برای همسرتان انجام داده‏اید یا حتی گذشتی که به خاطر او کرده‏اید، برای هر یک از طرفین، همیشه وسوسه‏انگیز است. این وسوسه را بشناسید و آن را از خود دور کنید. این مسئله، یکی از مواردی است که جرقه اختلافات زوجین را فراهم می‏کند. ما نباید توقع داشته باشیم که همسرمان به خاطر هر کاری که انجام می‏دهیم، از ما قدردانی کند. اگر زوجین، توقع قدردانی داشته باشند، نتیجه آن، ناخرسندی و به رخ کشیدن کارهایی است که در طول روز انجام می‏دهند و اگر یکی از زوجین این کار را انجام دهد، طرف مقابل نیز قطعاً تحریک شده، به دفاع از خود می‏پردازد.
ما نباید از این‏که برای خوشبختی‏مان کاری انجام داده‏ایم، ناراضی باشیم؛ از این‏ که من بچه‏ها را به مدرسه رساندم؛ خانه را من تمیز کردم؛ خرید را من کردم؛ بچه‏ها را من حمام بردم و… . منظور کردن این کارها، به معنی نارضایتی ما از آنهاست و بی‏گذشت بودنمان را نشان می‏دهد و در این صورت، چه بخواهیم و چه نخواهیم، همسرمان فکر می‏کند که بر سر او منت می‏گذاریم و مهمتر این‏که یادآوری این کارهای به ظاهر سخت، آن هم به طور دائم باعث می‏شود که نسبت به همسرمان، احساس خشم کنیم و کم کم عشق و محبت در زندگی کم‏ رنگ می‏شود و کنایه‏ زدن‏ها شروع شود و هر روز بیشتر از روز قبل، نیروی خود را به خاطر این مسائل بی‏ارزش، از دست می‏دهیم و عادت می‏کنیم که هر روز، فهرست بلند بالایی را از کارهایی که انجام داده‏ایم، به رخ همسرمان بکشیم؛ کارهایی که وظیفه ماست و نشانه گذشت ماست.



در این مواقع، - هر گاه احساس کردید نسبت به همسرتان خشمگین هستید – وقتی که احساس کردید کار نادرستی انجام داده یا حتی کاری را که می‏بایست انجام می‏دادید، انجام نداده‏اید، لحظه‏ای صبر کنید و آن عشقی را که بینتان هست، به یاد بیاورید؛ لبخندی بر لب بیاورید و عصبانیت را به مرور زمان و با تمرین، از فهرست عادت‏هایتان حذف کنید. در این صورت، تأثیر آن را در همسرتان خواهید دید. این کار، گامی بزرگ در جهت بهبود روابط خواهد بود و هر روز، علاقه‏تان به زندگی مشترک و شریک زندگی‏تان، بیشتر خواهد شد.



توقع نداشته باشید همسرتان بی‏نقص باشد

وقتی به همسرتان می‏گویید « چرا این طور هستی »، یا « چرا خودت را عوض نمی‏کنی »، از او توقع دارید که چه جوابی به شما بدهد؟ خودتان را جای او بگذارید؛ اگر کسی از شما این سؤال را بپرسد، چه جوابی می‏دهید؟ اغلب ما فکر می‏کنیم که عملکردمان درست است و شاید ذاتاً نمی‏توانیم خودمان را اصلاح کنیم. وقتی چنین سؤالی را از همسرتان می‏کنید، او تصور می‏کند که آن کسی نیست که شما می‏خواستید و در انتخابتان اشتباه کردید و این مسئله‏ای نیست که از ذهن کسی بیرون برود و نباید توقع بهبود روابط را بعد از زدن چنین حرف‏هایی داشت. بعضی‏ها این سؤالات را از همسرشان نمی‏پرسند؛ بلکه اینها را به جای این‏که از همسرشان بپرسند، از خودشان می‏پرسند که این هم به مراتب بدتر است؛ زیرا در این صورت، خودمان فکر می‏کنیم که اگر او شخص دیگری بود، آن وقت من خوشبخت بودم و اوست که باید عوض شود و هیچ راه دیگری نیست.



حال اگر فکر می‏کنید که جواب خوشبختی شما در شخص دیگری است، کاملاً اشتباه می‏کنید؛ چون هیچ کسی را در دنیا نمی‏توانید پیدا کنید که با تمام عقاید شما موافق باشد و این طبیعی است؛ پس با نظام طبیعت نجنگید؛ بلکه در کنار آن زندگی کنید و خودتان را با چیزی که هست، وفق دهید. شما می‏توانید بار مسئولیتی را که از او توقع دارید، از دوشش بردارید و روابط را اصلاح کنید. در این صورت، با ایجاد صمیمیت، کم کم به چیزهایی که می‏خواستید، می‏رسید؛ به همسرتان وقت بدهید تا خواسته‏های شما را کشف کند و حتی اگر زحماتش برای برآورده کردن این خواسته‏ها نتیجه‏ای نداد، او را دوست بدارید و به وجودش افتخار کنید.



عادت‏های عجیب خود را بشناسید

به نظر شما خنده ‏دار نیست که کسی را با تمام وجود دوست داشته باشید، ولی به خاطر مسائل کوچکی، مثل ریختن خمیردندان روی سنگ دست‏شویی یا پرتاب کردن جوراب‏ها در اطراف خانه و یا نشستن ظرف‏های آشپزخانه، محبتتان تبدیل به خشم شود؟ آیا این‏که شما جورابی را از گوشه خانه بردارید یا خمیردندان ریخته شده یا ظرف‏های نشسته را بشویید، کار خیلی سختی است؟ اصلاً چرا فکر نمی‏کنید که شما هم عادت‏های این چنینی دارید؟ بنابراین، بهتر است که اول عادت‏های خودمان را کشف کنیم و اگر هم عادت بدی را در همسرمان کشف کردیم، مشکل او را مشکل خودمان بدانیم.



بخششتان با جان و دل باشد

آیا تا به حال فکر کرده‏اید که چرا عذرخواهی مشکل است و هیچ می‏دانید که عذرخواهی در زندگی زناشویی، چقدر می‏تواند اختلافات بیهوده را از بین ببرد؟ علت این‏ که بعضی‏ها از عذرخواهی فرار می‏کنند، این است که می‏ترسند طرف مقابلشان عکس‏العملی نشان بدهد که موجب پشیمانی‏شان شود. بعضی‏ها وقتی همسرشان از آنها عذرخواهی می‏کند، چنان قیافه حق به جانبی می‏گیرند که موجب دل‏ شکستگی و آزردگی او می‏گردند. وقتی همسرمان از ما عذرخواهی می‏کند، باید خیلی موءدبانه و از ته دل، او را ببخشیم و کارهای ناپسندی مثل زیر لب حرف زدن، آه کشیدن یا کنایه‏زدن را کنار بگذاریم؛ حتی بحث را ادامه ندهیم و به این ترتیب، به دلخوری‏ها، تلخی‏ها و واکنش‏ها پایان دهیم تا همسرمان تأثیر مثبت عذرخواهی‏اش را لمس کند. بنابراین، اگر همسرتان از شما عذرخواهی کرد، راه را برایش هموار کنید و با قلبی باز، او را ببخشید و با این کار، بخشش را به او هم یاد دهید.



مشغله‏هایتان را از روابطتان جدا کنید

کار، همیشه هست و هیچ وقت، تمامی ندارد. اگر شما برنامه‏ریزی درستی نداشته باشید، در طول روز، برای کارهایتان وقت کم می‏آورید؛ اما برنامه‏ریزی درست، آن است که در آن، برای خانه، خانواده و همسرتان هم وقت بگذارید. سعی کنید ساعاتی را در روز با همسرتان تنها باشید؛ با هم خلوت کنید و به خلوت همدیگر پا بگذارید. سعی کنید هیچ وقت کار و خستگی ناشی از کار را با خودتان به منزل نیاورید. وقتتان را تنگ و خودتان را خسته نشان ندهید. اگر به همسرمان بگوییم که سخت در حال تلاش هستیم؛ تنها نتیجه‏اش این است که همسرمان در آخر فهرست کارهایمان قرار می‏گیرد و گاهی هم فراموش می‏شود و برای بعضی‏ها حتی ممکن است ناخودآگاه از این فهرست حذف شود!



کارهای فراموش شده را خودتان انجام دهید

همسر شما آدم آهنی نیست؛ بلکه مثل همه انسان‏های معمولی، ممکن است خسته شود و یا کاری را فراموش کند. در این صورت، نباید او را سرزنش کنید. این‏که بگوییم « چرا برای دست‏شویی حوله نگذاشتی » یا « چرا ظرف‏ها را نشستی »، ممکن است کار را به یاد او بیاورد؛ ولی آیا او همیشه یادش می‏رود که این کارها را انجام دهد؟ مسلماً نه. بعضی‏ها اعتقاد دارند که باید نوع گفتارمان را درست کنیم؛ مثلاً می‏توانیم چنین بگوییم: « حوله دست‏شویی کجاست » یا « قرار بود برای دست‏شویی حوله بگذاری » که البته روش خوبی است و باعث می‏شود تا طرف مقابلمان هم عکس‏العمل خوبی نشان بدهد و در مقام دفاع از خودش بر نیاید؛ ولی یک روش بهتر هم وجود دارد و آن این‏که اگر واقعاً وقتش را داریم، خودمان این کار را انجام دهیم.
چه ایرادی دارد که ما کاری را که همسرمان فراموش کرده، انجام دهیم. اشتباهات همسرتان را به دوش بگیرید؛ ولی نه با آزرده دلی؛ بلکه با اشتیاق. اگر ظرف‏های ظرف‏شویی، شما را آزار می‏دهند، آنها را بشویید. شاید خیلی‏ها بگویند که با این کار، دیگر همسرمان کارهایش را انجام نمی‏دهد؛ اما بر عکس، اگر شما دست از سرزنش و نکوهش بردارید، با کمال تعجب می‏بینید که برخورد همسرتان بهتر می‏شود و شور و علاقه بیشتری برای انجام قسمتی از کارهایی که بر دوش دارد، از خودش نشان می‏دهد.



با برطرف نمودن این مشکلات کوچک و پیش پا افتاده، شما می‏توانید فکرتان را صرف جنبه‏های مهمتر روابطتان کنید و به ارتباطی صمیمی فکر کنید. شما می‏توانید همدرد همسرتان باشید و عشق، محبت و شادی را به او هدیه کنید.

موضوعات مرتبط: ازدواج و همسرداری
[ جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 ] [ 13:46 ] [ یوسف مبینی ]

1. روحیه کار تیمی ایجاد کنید.

به کارمندانتان طوری نگاه کنید که گویی در ماموریت های گروهی متخصص هستند. هیچوقت آنها را "کارمندان من" یا "پرسنل من" خطاب نکنید، آنها دوست دارند مهم قلمداد شوند، نه فقط یک کارمند ساده. موفق ترین مدیران کارکنان خود را "گروه من" یا "تیم من" خطاب می کنند. اینکار روحیه کار گروهی را بین آنها افزایش خواهد داد و موجب می شود کارمندان تصور بهتری از کار خود پیدا کنند. یک تیم باهم کار می کند، نه اینکه هر کس کار مشخص و خاصی را به صورت مستقل انجام دهد.


2. اعضاء تیم همه حرفه ای هستند.

کارمندانتان را افرادی حرفه ای و کاردان قلمداد کنید. حتی سرایدار و کارمندان نگهبانی که شرکت ها و کارخانه های ما را تمیز و امن نگاه می دارند هم افرادی حرفه ای هستند. اگر کارتان به بیمارستان و اتاق عمل بکشد، همیشه پیش خودتان دعا میکنید که نظافتچی آن محل آدم متخصصی بوده باشد! درست است؟ به کارمندانتان آموزش دهید که چطور با طریقه لباس پوشیدن، حرف زدن و کارهایشان خود را افرادی کاردان و متخصص نشان دهند. تضمین میکنم که با این رفتار شما، آنها در کارشان حرفه ای تر هم خواهند شد و حساسیت بیشتری در انجام کارشان به خرج می دهند. و مشتریان هم تصویری کاملاً متخصصانه از کار شرکت شما خواهند داشت.


به دنبال فرصت هایی باشید که اعتماد به نفس کارمندانتان را افزایش دهید. اگر شما به آنها به عنوان افرادی متخصص و حرفه ای احترام بگذارید، آنها هم احترام شما را به عنوان مدیر شرکت حفظ می کنند. فقط کافی است یادتان باشد که همه ی افراد درون شرکت، از آبدارچی و راننده ها گرفته تا سایرین متخصص و در کار خود حرفه ای هستند.


3. روزی 5 نفر را تحسین کنید.

هر روز پنج نفر از کارمندان بخشتان را مورد تحسین و تمجید قرار دهید. به دقت کارها و عملکردهای آنها را بررسی کنید و به محض اینکه با کاری مواجه شدید که به دقت و صحت انجام گرفته است، آن را تحسین کنید. اینکار بیش از هر اقدام دیگری قادر خواهد بود روحیه کارمندان را تقویت کند. همه ی آدم ها دوست دارند مورد ستایش و تمجید قرار گیرند. این حرکت شما همچنین روحیه خلاقیت و انجام صحیح کارها را بین افراد تیم افزایش می دهد. در جایی که نیاز به اصلاح است، سعی کنید آن کار را اصلاح کنید، نه انجام دهنده ی آن را. این باعث می شود کارمندانتان تصور کنند که شما طالب پیشرفت و موفقیت آنها هستید.


4. خوب ببینید و خوب گوش دهید.

حرف ها و عملکردهای کارمندانتان را خوب ببینید و خوب گوش دهید. وقتی سؤالی از شما می پرسند، برای جواب دادن عجله نکنید، ابتدا خوب و دقیق به سؤال گوش دهید. حتی اگر پاسخ را بدانید، باید با احترام به حرف های او گوش دهید. این کار باعث می شود گفتگوهایتان با افراد شرکت توام با احترام باشد. فقدان رابطه و گفتگوی صحیح می تواند مشکل بسیار بزرگی در محل کار به حساب آید.


5. به کارمندانتان برای انجام کارها فرصت دهید.

ممکن است طریقه انجام کاری در شرکت مطابق خواست شما نباشد. اما اگر میبینید که آن کار به درستی انجام گرفته، لازم نیست بگویید که بهتر بود به روش شما آن کار را انجام می دادند. البته بستگی به موقعیت دارد! گاهی اوقات مدیران جدید میخواهند به کارمندان ثابت کنند چه کسی در آنجا رئیس است. به علاوه، وقتی مدیران بیشتر به پُست خود عادت کردند، می توانند تشخیص دهند که کارمندانشان بهتر می دانند که کارهایی خاص را چگونه انجام دهند. شما باید آنها را حمایت کنید و در مواقع لازم کمک و راهنمایی بدهید. این به آن معنی نیست که دیگر کنترلی روی آنها نداشته باشید، بلکه با اینکار اجازه می دهید کارمندانتان برای انجام کارها از خلاقیت خود استفاده کنند.


6. کار آنها را تسهیل بخشید.

گاه به گاه با کارمندانتان به صورت انفرادی خلوت کنید (مثلاً برای یک فنجان چای) و از آنها بپرسید شرکت چه کارهایی می تواند انجام دهد تا کار آنها آسانتر و سودمندتر شود. اینکار باعث می شود کارمندان بدانند که شما برای کار و تلاش آنها ارزش قائل هستید.


7. به کارهای خوب پاداش دهید.

اگر تیمی در بخش شما بیش از وظیفه معمول خود کار می کند، چند روز به آنها مرخصی دهید. می توانید او را برای میتینگی که در شهر دیگری برقرار می شود بفرستید و از او بخواهید همسرش را هم با خود ببرد و یک روز هم در آن شهر بگذراند و استراحت کند. با اینکار خود نه تنها باعث می شوید کارمندان تصور بهتری از کار خود داشته باشند، بلکه باعث می شوید همسرانشان هم آنها را در کارها حمایت کنند. برای اینکه به آنها نشان دهید که از اضافه کارهای آنها قدردانی می کنید، کارهای فوق العاده برایشان انجام دهید. اکثر مدیران که بیشتر به نتیجه کار فکر می کنند، اغلب فراموش می کنند که این کارمندان شرکت هستند که زحمت کشیده و شرکت را به نتیجه می رسانند.


8. نیازهای آنها را برطرف کنید.

اگر یکی از افراد تیم تقاضای تجهیزات، منبع، آموزش های اضافی یا چیزهایی از این قبیل داشته باشد، با هزاران سؤال خود درمورد علت درخواست چنین وسیله ای او را از تقاضایش منصرف نکنید. اینکار روحیه او را به کلی از بین خواهد برد. اگر نمی توانید در آن لحظه خواسته او را برآورده کنید می توانید بهانه هایی مثل محدودیت بودجه شرکت یا هر دلیل دیگری بیاورید. اما اگر می بینید که چنین تقاضایی واقعاً به نفع شرکت است، به او اعتماد کرده و آن را فراهم کنید.


9. اعتماد کنید تا به شما اعتماد کنند.

اگر به اعضای تیم اعتماد کنید، آنها هم در مقابل به شما اعتماد خواهند کرد. اگر به آنها مشکوک باشید و اطمینان نکنید، آنها نیز توقعات شما را عملی نخواهند کرد. باید با آنها مثل افرادی متخصص و حرفه ای برخورد کنید و زمان و تجهیزات لازم را برای انجام کارها در اختیارشان بگذارید. آنها هم مانند هر انسان دیگری ممکن است گاهی دچار خطا و اشتباه شوند. باید دقت کنید تا بدون از بین بردن اعتماد به نفس و توهین به آنها، خطاهایشان را اصلاح کنید. اگر بخواهید آنها را به خاطر خطاها و اشتباهاتشان سرکوب کنید، مطمئناً از آن پس اشتباهاتشان را به دیگران پاس می دهند.

10. از آنها کار بخواهید.

برای آنها هدف تعیین کنید و به آنها نشان دهید که شرکت و خودِ آنها از نتیجه عمل آنها سود می برند. و در کارها از آنها حمایت کنید.

موضوعات مرتبط: مهارت های کسب و کار
[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 12:40 ] [ یوسف مبینی ]
در روابط عاشقانه، مثل سایر روابط، چیزهای کوچک و جزئی هستند که اهمیت دارند. همانطور که به زبان آوردن یک کلمه نادرست یا یک نگاه ناجور می‌تواند یک زوج را هفته‌ها به قهر بکشاند، رفتارهای جزئی و کم‌اهمیت هم باعث موفقیت و دوام یک رابطه می‌شوند. یک هدیه کوچک، یک تحسین غیرمنتظره و یک لحظه تماس جسمی می‌تواند یک رابطه را مستحکم‌تر کند. به اعتقاد روانشناسان، این ابراز علاقه‌ها و محبت‌ها خیلی بیشتر از گوش دادن فعال و اعتماد در رابطه اهمیت دارند. تحقیقات مختلف ۱۰ رمز موفقیت شاد، راضی و خوشبخت نگه داشتن زوج‌ها را معرفی کرده است که تقدیم شما دوستان عزیز می کنیم....


1. به همسرتان بگویید دوستش دارید

بااینکه درست است که عمل کردن بهتر از حرف زدن است اما گاهی‌اوقات کلمات و حرف‌ها تاثیر به‌مراتب بیشتر نسبت به اعمال دارند. هرازگاهی احساساتتان را به صورت کلامی نشان دهید. یک "دوستت دارم" ساده می‌تواند احساسی عالی در همسرتان ایجاد کند و باعث می‌شود او احساس دوست‌ داشته شدن و امنیت کند.

2. کمی محبت نشان دهید

رفتارهایی که نشان‌دهنده صمیمیت جسمی است. (گذاشتن دستتان به پشت همسرتان، انداختن دستتان روی شانه‌هایش وقتی جلوی تلویزیون نشسته‌اید، گذاشتن دستتان روی پایش وقتی کنار هم نشسته‌اید، گرفتن دست‌هایش موقع راه رفتن) احساسی گرم و صمیمی به همسرتان منتقل می‌کند و عشق و محبت شما را به او می‌رساند.

3. همسرتان را تحسین کنید

همیشه چیزهایی که در همسرتان دوست دارید را به او بگویید. چیزهایی که تحسین می‌کنید، چیزهایی که در شما ایجاد غرور می‌کند، توانایی‌ها و نقاط قدرت او. ایجاد یک رابطه عاشقانه فقط مربوط به پیوند درونی نیست، برای به دست آوردن چنین رابطه‌ای باید بتوانید او را تشویق و تحسین کنید و برای رشد و پیشرفت در جریان زندگی حمایتش کنید. به همسرتان کمک کنید از توانایی‌های خود در بالاترین حد استفاده کند.

4. خود را تقسیم کنید

چیزهایی که دوست دارید و دوست ندارید، آرزوها و ترس‌ها، دستاوردها و اشتباهات یا هر چیز دیگر مربوط به خودتان را فقط برای خود نگه ندارید. اگر چیزی برایتان مهم است، آن را با همسرتان تقسیم کنید. از این مهمتر، این تقسیم کردن خودتان باید بیشتر از هر کس دیگر با همسرتان باشد. بااینکه لازم است در هر رابطه‌ای کمی فضای شخصی برای هر دو طرف وجود داشته باشد، اما همسرتان باید همیشه نزدیک‌ترین فرد به شما باشد.

5. هر زمان همسرتان نیاز داشت، حضور داشته باشید

وقتی همسرتان با یک مشکل مهم در زندگی خود روبه‌رو می شود، مثل از دست دادن کار خود یا مرگ یکی از عزیزانش، مشخص است که باید چه بکنید. اما در اتفاقات جزئی زندگی هم خیلی مهم است که همیشه برای او حضور داشته باشید. مثل یک مشاجره کوچک در محل‌کار، یک اشتباه کاری و … باید به حرف‌های او گوش دهید، با او دردودل کنید و بتوانید آرامش را دوباره به همسرتان برگردانید.

6. هدیه بدهید

از فرصت‌ها برای دادن هدایای مادی استفاده کنید. یک کتاب خوب، یک دسر خوشمزه، یک تکه طلا یا جواهر یا لباس، هر چیز کوچک یا بزرگی که به او نشان دهد به فکرش هستید. یک یادداشت عاشقانه برای او بگذارید یا یک پیامک عاشقانه بفرستید. این کارها به همسرتان نشان می‌دهد همیشه به یادش هستید و دوستش دارید.

7. به نیازها و کمبودهای همسرتان با سخاوت جواب دهید

یکی از بزرگترین قاتلان روابط، انتظارات غیرمنطقی است. شما با یک انسان ازدواج کرده‌اید نه یک ربات، انسانی که سرشار از اشتباه و نقص است. اینها خصوصیات او هستند نه اشکالات او. باید یاد بگیرید خصوصیات و ویژگی‌های همسرتان را بشناسید و تحسین کنید. باید او را همانطور که هست بپذیرید. از آنجا که ضعف‌های ما در مرکز عمیق‌ترین ناامنی‌های ماست، به هیچ عنوان سعی نکنید اشتباهات و اشکالات او را برجسته‌تر از آنچه که هست نشان دهید.

8. زمان تنهایی را یکی از اولویت‌ها قرار دهید

هر چقدر هم هر دو شما زندگی‌های پرمشغله‌ای داشته باشید، حتماً حداقل یک روز یا شب در هفته را تنها با هم بگذرانید. تجربه‌های تازه با هم داشته باشید، از خاطراتتان برای هم بگویید و از بودن با هم لذت ببرید.

9. هیچ چیز را دست‌کم نگیرید

هر روز بخاطر وجود همسرتان و هزاران خوشی که با خود به زندگی‌تان آورده است، قدردانی و شکرگزاری کنید. به خاطر داشته باشید که اگر در رابطه‌تان شاد و خوشبخت هستید، مطمئناً همسرتان روزی هزاران کار انجام می‌دهد که رابطه‌تان پابرجا بماند. هیچوقت این را دست‌کم نگیرید.

10. به دنبال برابری باشید

حتماً از قانون طلایی رابطه پیروی کنید و با همسرتان همانطور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. کارها و مسئولیت‌ها را بین خودتان تقسیم کنید و انتظار چیزهای غیرمنطقی نداشته باشید که خودتان حاضر به دادن آنها نیستید.

موضوعات مرتبط: ازدواج و همسرداری
[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 12:23 ] [ یوسف مبینی ]
کلمات، تاثیر شگرفی روی ضمیر ناخودآگاه انسان دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداند هر چه بگوییم خوب یا بد را برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت استفاده کنیم.

با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار" واژه منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان بخری" احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.

و یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.

وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و...) تخلیه کنید آنگاه شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم

به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای ببخشید که مزاحمتان شدم؛ بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود

به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای فقیر هستم؛‌ بگوییم : ثروت کمی دارم

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای مسئله ربطی به تو ندارد؛ بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جای زشت است؛ بگوییم :‌ قشنگ نیست

به جای چرا اذیت می‌کنی؛ بگوییم :‌ با این کار چه لذتی می‌بری

به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

به جای متنفرم؛ بگوییم : دوست ندارم

به جای دشوار است؛ بگوییم : آسان نیست

به جای جملاتی از جمله چقدر چاق شدی؟، چقدر لاغر شدی؟، چقدر خسته به نظر می‌آیی؟، چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟، چرا ریشت را بلند کردی؟، چراتوهمی؟، چرا رنگت پریده؟، چرا تلفن نکردی؟، چرا حال مرا نپرسیدی؟

بگوییم: سلام به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من هستی ...

موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 12:5 ] [ یوسف مبینی ]
امروز برای موفق شدن در یک کار و تجارت، باید انعطاف‌پذیر باشید، برنامه‌ریزی خوب داشته باشید و مهارت‌های سازمانی را بدانید. خیلی افراد با این فکر کاری را شروع می‌کنند که با روشن کردن کامپیوترها یا باز کردن در شرکتشان، پول پارو خواهند کرد. اما واقعیت این است که پول درآوردن خیلی سخت‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. به همین دلیل باید برای برنامه‌ریزی وقت بگذارید تا موفق شوید. نکات زیر می‌تواند کمکتان کند:

1. سازماندهی داشته باشید

برای موفق شدن در کاری باید سازماندهی داشته باشید. سازماندهی به شما کمک می‌کند کارها را تکمیل کنید و طبق برنامه پیش روید. یک راه خوب برای این کار این است که یک لیست برنامه روزانه داشته باشید و جلوی هر کاری را که انجام می‌شود، یک تیک بزنید. این کار مطمئنتان می‌کند که چیزی را فراموش نکنید و همه کارها را یک به یک انجام دهید.


2. جزئیات را ثبت کنید

همه تجارت‌های موفق جزئیات را ثبت می‌کنند. با ثبت گزارشات دقیق و جزئی، می‌فهمید که کارتان در چه وضعیت مالی قرار دارد و با چه چالش‌های احتمالی روبه‌رو خواهد شد. فقط دانستن این، وقت لازم برای ایجاد استراتژی‌‌هایی برای غلبه بر موانعی که ممکن است از موفقیت و پیشرفت کارتان جلوگیری کند، فراهم می‌کند.


3. رقبایتان را تحلیل کنید

رقابت، سازنده بهترین نتایج است. برای موفق شدن نباید از مطالعه کردن و درس گرفتن از رقبایتان بترسید. ممکن است آنها کاری درست انجام می‌دهند که می‌توانید برای درآوردن پول بشتر در تجارتتان از آن استفاده کنید.


4. ریسک‌ها و پاداش‌ها را بشناسید

رمز موفق شدن این است که ریسک‌های حساب‌شده بکنید تا به رشد کارتان کمک کند. سوال خوبی که می‌توانید بپرسید این است که، "چه معایبی دارد؟" اگر بتوانید به این سوال پاسخ دهید، می‌فهمید که در بدترین حالت چه اتفاقی خواهد افتاد. این اطلاعات به شما کمک می‌کند بتوانید ریسک‌های حساب‌شده‌ای بکنید که می‌تواند پاداشی عالی برای تجارتتان داشته باشد.


5. خلاق باشید

همیشه به دنبال راه‌هایی برای ارتقای کارتان باشید تا آن را در بین رقبا متمایز و برجسته کنید. باید درک کنید که شما همه چیز را نمی‌دانید و باید از ایده‌ها و نگرش‌های جدید برای کارتان استقبال کنید.


6. متمرکز باشید

اینکه کار یا تجارتی را شروع کرده‌اید به این معنی نیست که فوراً به پول خواهید رسید. زمان می‌برد که مردم شما را بشناسند، به همین علت باید روی رسیدن به اهداف کوتاه‌مدتتان تمرکز کنید و بگذارید بقیه اتفاقات به موقع خود روی دهد.


7. آماده فداکاری باشید

شروع یک کار جدید سخت است اما وقتی درها را باز کردید، کارتان شروع شده است. در بسیاری از موارد، باید خیلی بیشتر از زمانی که برای بقیه کار می‌کردید زمان بگذارید. درعوض باید فداکاری کنید، مثلاً مجبور می‌شوید وقت کمتری را صرف خانواده و دوستانتان کنید تا موفق شوید.


8. خدماتی عالی ارائه دهید

تجارت‌های موفق زیادی هستند که فراموش می‌کنند ارائه خدمات عالی به مشتریان اهمیت زیادی دارد. اگر شما خدمات بهتری را به مشتریانتان ارائه کنید، آنها تمایل بیشتری برای مراجعه به شما خواهند داشت تا به رقبایتان.


9. استوار و ثابت‌قدم باشید

ثبات‌قدم رمز پول درآوردن در یک کار است. باید هر روز برای موفق شدن پشتکار داشته باشید. این عادت‌های مثبتی در طولانی‌مدت ایجاد می‌کند که کمکتان می‌کند به مرور زمان سود ببرید.

نتیجه‌گیری : شروع و اداره یک کار موفق می‌تواند سخت و درعین‌حال سودآور باشد. موفقیت نیاز به تمرکز، نظم و ثبات قدم دارد. اما موفقیت نه تنها یک شبه ایجاد نمی‌شود بلکه نیاز به تمرکز طولانی‌مدت دارد و باید در موقعیت‌های چالش‌انگیز و دشوار، پشتکار و استواری لازم را داشته باشید

موضوعات مرتبط: مهارت های کسب و کار
[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 12:3 ] [ یوسف مبینی ]

واقعیاتی درمورد کارما (karma)

"وقتی پرنده ای زنده است مورچه ها را می خورد
وقتی می میرد مورچه ها او را می خورند
یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد
اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیو نها درخت کافی است
زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند
در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید
شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد
زمان از شما قدرتمندتر است
پس خوب باشیم و خوبی کنیم که دنیا جز خوبی را بر نمی تابد.."

بعنوان یک روح، شما جاودانه هستید. زندگی گذشته، حال و آینده‌ای دارید. برای اینکه در لذت، عشق و هوشیاری رشد کنید، در یکسری بدن‌های فیزیکی متجلی می‌شوید تا موجودیت‌های مختلف را تجربه کنید. هر دو جنسیت و همه نژادها، مذاهب و قومیت‌ها را در طول زمان‌های مختلف زندگی تجربه خواهید کرد.

تعریف کارما (karma) : کارما به این معنا است که در این زندگی یا زندگی‌های دیگرتان، «وقتی می‌کارید، حتماً درو خواهید کرد» تاجاییکه عواقب کامل اعمال خود را درک کنید. کارما اصل علت و معلول، کنش و واکنش، عدالت کیهانی و مسئولیت فردی است. کارما برای سوق دادن شما بعنوان روح در سفر فردی‌تان در کیهان آغاز می‌شود. کارما زمانی به پایان می‌رسد که در توانایی خود برای عشق ورزیدن، کامل شده باشید.

در زیر به اصول کارما که بر زندگی روی زمین حکمرانی می‌کند اشاره می‌کنیم:

 کارما با تجربه آموزش می‌دهد نه با تنبیه

بااینکه ممکن است مثل تنبیه به نظر برسد اما هدف کارما یاد دادن است نه تنبیه کردن. خیلی‌وقت‌ها بهترین راهی که از طریق آن یاد می‌گیریم این است که همان نوع رنجی که به دیگران وارد کرده‌ایم را تحمل کنیم.

 همه ما اینجاییم تا درس‌هایی که کارما یادمان می‌دهد را یاد بگیریم.


همه ما اینجاییم تا درس‌هایی را بعنوان موجوداتی معنوی در شکلی انسانی یاد بگیریم. این درس‌ها برای کمک به رشد ما به سطوح بالاتری از عشق، لذت و هوشیاری طراحی شده‌اند. این درس‌ها به ما یاد می‌دهند که «همیشه عشق را انتخاب کنیم»، «همه را ببخشیم» و «شاد زندگی کنیم». وقتی نمی‌توانیم عشق را انتخاب کنیم، بخشش از خودمان نشان دهیم، تحمل و بردباری را یاد بدهیم یا دلسوزی کنیم. کارما برای برگرداندن ما به راه این درس‌ها مداخله می‌کند.

 ما کارما را «فراموش می‌کنیم» تا ببینیم یاد گرفته‌ایم یا نه.

قبل از اینکه وارد این جهان شویم، قبول کرده‌ایم که خودمان را در راه همه چیزهایی که باید یاد بگیریم قرار دهیم. وقتی به اینجا رسیدیم، قبول کردیم که آن را «فراموش کنیم». هدف «فراموش کردن» این است که دلمشغول جامعیت گذشته نشویم و در عین حال مطمئن شویم که درس‌هایمان را یاد گرفته‌ایم.

 کارما غیرشخصی، منطقی و قابل‌پیش‌بینی است.

کارما به شما این فرصت را می‌دهد که به استقبال سطح‌های بالاتری از عشق و محبت بروید. کارما غیرشخصی عمل می‌کند: برای همه، همیشه و بدون استثنا صدق می‌کند. بسیار منطقی است: چیزی که برداشت می‌کنید دقیقاً به همان اندازه‌ای است که کاشته‌اید. کارما به همان اندازه قوانین جاذبه قابل‌پیش‌بینی است: چیزی که برای شما اتفاق افتاده است، نتیجه خالص چیزی است که در حق دیگران کرده‌اید.

 کارما کاملاً عادلانه است و عدالت عمومی ایجاد می‌کند.


هر موقعیتی که ظاهراً ناعادلانه به نظر می‌رسد دقیقاً در موقعیت تناسخ قرار دارد. بعنوان مثال، امروز هیچ فرد معصومی در زندان وجود ندارد، همه آنها به دلیلی آنجا هستند. اگر در زندگیشان معصوم به نظر می‌رسند، به این دلیل است که در زندگی گذشته‌شان گناهکار بوده‌اند. آنها نمی‌توانند درک کنند که علت این زندگی‌شان، تاثیر زندگی قبلی‌شان بوده است که گناهکار بوده‌اند.

 کارما باعث می‌شود اعمالمان را با عواقب آن مرتبط بدانیم.

علت این زندگی(های) همیشه تاثیر زندگی گذشته است. هدف کارما این است که اطمینان یابد اعمالمان (علت) را با عواقب آن (معلول-اثر) مرتبط بدانیم. این خداوند متعال است که به هر روح کمک می‌کند خود را با تجربه کسب کردن به بالاترین درجه توان معنوی خود برساند. این تجربیات ماست که به ما قانون عشق را می‌آموزد.

 کارما به ما مسئولیت‌پذیری می‌آموزد.

هدف کارما این است که همه تجربیاتی که برای وارد شدن به سطح‌های بالاتری از عشق، لذت، هوشیاری و مسئولیت‌پذیری نیاز داریم، به ما بدهد. کارما به ما یاد می‌دهد که برای همه شرایط زندگی‌مان، چه گذشته، چه حال و چه آینده، مسئول هستیم.

کارما عشق و محبت به همه را به ما می‌آموزد.

خودتان را مرکز دنیا ببینید. همه چیز را بخشی از خودتان ببینید. وقتی تصور کنید کاری که در حق دیگری انجام می‌شود در حق خودتان انجام شده است، حقیقت بزرگ را خواهید فهمید. تحمل و شکیبایی در عشق و محبت را باز می‌کند.

 کارما ما را به سمت یکپارچگی با جهان سوق می‌دهد.


کارما مجبورمان می‌کند فراتر از خودمان را ببینیم تا خودمان را همانطور که هستیم ببینیم (شناخت خود). وقتی خود را کامل فهمیدیم، می‌توانیم الوهیت خود (شناخت خدا) و یکپارچگی‌مان با کل هستی را ببینیم.

 کارما ما را به سمت خدمت کردن و بعد عشق ورزیدن سوق می‌دهد.

کارما ما را به سمت خدمت کردن سوق می‌دهد. خدمت کردن--همکاری با خدا--بهترین نمایانگر عشق است. عشق یعنی خدمت: خدمت کردن انتخاب خودتان است. وقتی مسئولیت کامل زندگی‌تان را پذیرفتید، خود را روحی در خدمت به زندگی خواهید دید. وقتی اینکار را بکنید، یک همکار واقعی خدا خواهید شد.

 درک کارما رمز هماهنگی است.

اعتقاد به کارما زندگی را پاک، قوی، آرام و شاد می‌کند. فقط اعمال خودمان می‌توانند مانع ما شوند؛ فقط کارهای خودمان می‌توانند مقیدمان کنند. وقتی بگذاریم این واقعیت را تشخیص دهیم، آزاد خواهیم بود. طبیعت نمی‌تواند روحی را که با خرد قدرت یافته است را به بردگی بکشد.

 برای هر سوالی، پاسخ همیشه عشق است.

عشق محل تولد ما، پناه آخرمان و دلیل زندگی‌مان است. اگر تشخیص دهیم که محبت و عشق مقصد نهایی سفر ماست، قلب جهان به ما پاسخ می‌دهد. کارما به ما نشان می‌دهد که عشق پاسخ همه سوال‌هاست.


موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 10:4 ] [ یوسف مبینی ]


در زیر به شش راه تقویت تستوسترون به صورت طبیعی اشاره می‌کنیم:

۱. به اندازه کافی بخوابید.

خواب ناکافی می‌تواند برای تسسوترون بدن شما هم عواقبی به دنبال داشته باشد. 

خواب ضعیف و ناکافی مهمترین عاملی است که موجب پایین آمدن سطح تستوسترون در بدن آقایان می‌شود. کمبود خواب بر بسیاری از هورمون‌ها و موادشیمیایی در جریان ‌خون اثر می‌گذارد که در مقابل تاثیری منفی بر تستوسترون بدن شما دارد.

خواب را به یکی از اولویت‌های زندگیتان تبدیل کنید و سعی کنید حداقل هفت تا هشت ساعت در شبانه‌روز بخوابید، حتی اگر مجبور شوید برنامه‌هایتان را دوباره تنظیم کنید. برای خوابیدنتان جایزه تعیین کنید، درست مثل وقتی می‌توانید رژیم بگیرید یا ورزش کنید. این هم به همان اندازه مهم است.
اگر برای خوابیدن مشکل دارید، حتماً با پزشک مشورت کنید.

۲. وزنتان را در محدوده سلامت نگه دارید.


مردان چاق معمولاً تستوسترون پایینی دارند. برای این افراد، کم کردن وزن می‌تواند به بالا آوردن دوباره سطح تستوسترون کمک کند. به همین ترتیب، مردانی که کمبود وزن دارند هم اگر وزنشان را تا محدوده وزن سلامتی خود بالا ببرن، تاثیری مثبت بر میزان این هورمون در بدنشان خواهد داشت.

۳. فعال باشید.

تستوسترون با نیازهای بدنتان تطابق می‌یابد. اگر بیشتر وقتتان را روی کاناپه دراز بکشید، مغزتان این پیام را دریافت می‌کند که نیاز به تستوسترون زیادی برای تقویت عضلات و استخوان‌هایتان ندارید. 

اما وقتی از نظر جسمی فعال باشید، مغزتان پیام فرستاده و هومون تستوسترون بیشتری طلب می‌کند.

اگر الان کم ورزش می‌کنید، توصیه ما این است که اینطور شروع کنید:

پیاده‌روی تند حداقل ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در روز.

تقویت قدرت با چند جلسه تمرین  در هفته با وزنه یا کش‌های ورزشی. برای یاد گرفتن شکل صحیح حرکات و جلوگیری از آسیبدیدگی حتماً از یک مربی کمک بگیرید.

زیاده‌روی نکنید. تمرینات استقامتی با حجم بالا، در سطح ورزشکاران حرفه‌ای هم ممکن است سطح تستوسترون را در بدنتان پایین بیاورد.

۴. استرستان را کنترل کنید.

اگر تحت استرس مداوم باشید، بدنتان مقدار زیادی هورمون استرس، کورتیزول، ترشح می‌کند و قدرت آن برای تولید تستوسترون کمتر می‌شود. درنتیجه، کنترل کردن استرستان برای بالا نگه داشتن سطح تستوسترون در بدنتان اهمیت زیادی دارد.

توصیه‌ای که می‌توانیم برای مردان پراسترس داشته باشیم این است:

ساعت‌های کاریتان را کمتر کنید. سعی کنید بیشتر از ۱۰ ساعت در روز کار نکنید.

روزی ۲ ساعت را به فعالیت‌هایی اختصاص دهید که از آن لذت می‌برید و مربوط به کار یا ورزش نیستند، مثل کتاب خواندن یا گوش دادن به موسیقی.

۵. داروهایتان را بررسی کنید.

بعضی داروها ممکن است موجب کاهش تستوسترون در بدن شوند. این داروها عبارتند از:

داروهای افیونی مثل fentanyl، MS Contin و OxyContin
داروهای گلوکوکورتیکوئید مثل prednisone
استروئیدهای آنابولیک برای عضله‌سازی و تقویت عملکرد ورزشی

نباید مصرف هیچیک از این داروها را قطع کنید. اگر نگران وضعیت تستوسترون در بدنتان هستید، می‌توانید داروهای مصرفیتان را به همراه پزشکتان بررسی کنید تا مطمئن شوید مشکل از آن نیست.

۶. مکمل‌ها را فراموش کنید.

بااینکه ممکن است با تبلیغات بسیاری در رسانه‌ها مواجه شوید که محصولاتی را معرفی می‌کنند که ادعای بالا بردن سطح تستوسترون در بدن را دارند، اما باید بدانید که هیچکدام از آنها چندان فایده‌ای برایتان نخواهند داشت. 

بدن شما به طور طبیعی هورمونی به نام DHEA تولید می‌کند که می‌تواند به تستوسترون تبدیل شود. DHEA به شکل مکمل نیز موجود است اما هیچ پزشکی مصرف آن را توصیه نمی‌کند زیرا کار چندانی برای بالا بردن سطح هورمون تستوسترون در بدن شما نمی‌توانند انجام دهند. 


موضوعات مرتبط: تغذیه و سلامت
[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 10:1 ] [ یوسف مبینی ]
1- با توجه به روندهای بازار، سه فرصت بزرگی که شاید در آینده برای کسب و کارتان پیش بیایند کدامند؟

مثلا فرض کنید ناشر کتاب هستید و هر روز بر پخش کننده های MP3 افزوده می شود، بنابراین یک فرصت خوب می تواند تولید کتاب های کنونی به صورت صوتی باشد.

2- چه اقدامات سریعی وجود دارند که باعث می شوند از فرصت های آینده استفاده کنید؟

کارهای کوچکی را بیابید که به راحتی قابل اجرا هستند و شما را به فرصت های بزرگ آینده نزدیک تر می کنند.


3- سه توانایی مهم بیابید که باید بر آنها مسلط شوید تا بتوانید از فرصت های آینده بهتر استفاده کنید.

مثلا برای تولید کتاب صوتی شاید لازم باشد با اصول صدابرداری، گویندگی و ... آشنا شوید.

4- تکنولوژی چه تاثیری بر روند کسب و کارتان گذاشته است؟ اینترنت چطور؟ چگونه می توان از این فرصت ها بهترین استفاده ممکن را برد؟
با تکنولوژی های جدید مرتبط با کارتان آشنا شوید. سعی کنید در این زمینه از تمامی رقیبان جلوتر باشید. از اینترنت برای توسعه کارتان بهتر استفاده کنید.

5- با اطلاعات کنونی خود، اگر به گذشته می رفتید کدام کارها و فعالیت ها را شروع نمی کردید؟

یکی از مهم ترین تصمیمات استراتژیک، حذف و کنار گذاشتن برخی از فعالیت هایی است که سودآور نیستند و انرژی و هزینه قابل توجهی به خوداختصاص می دهند.

6- سازمان دهی مجدد: چه تغییراتی باید در کسب و کارتان ایجاد کنید تا بازدهی افزایش یابد؟

تغییرات می تواند شامل اخراج یا استخدام افراد باشد. همچنین شاید لازم باشد مسوولیت های افراد را تغییر دهید. کار دیگر بررسی مجدد تمامی هزینه های شرکت است.

7- بازسازی مجدد: چگونه می توان زمان و منابع بیشتر را بر 20 درصد فعالیت های مهم اختصاص داد که باعث ایجاد 80 درصد سود شما می شود؟

اگر در روز باید 10 فعالیت انجام دهید، به احتمال زیاد دو مورد از آنها بسیار حیاتی و تاثیرگذار هستند.



8- چگونه می توانید با کاهش مراحل هر فرایند، کارها را ساده تر کنید؟

مثلا اگر برای صدور هر فاکتور لازم است شما آن را شخصا امضا کنید، آیا امکان دارد فاکتورهای با مبالغ پایین، بدون تایید شما صادر شود؟ با این کار یک مرحله از فرایند صدور فاکتور کم می شود.

9- کدام کارها را می توان به شرکت ها و افراد خارج از کسب و کارتان برون سپاری کرد تا وقت بیشتری برای تمرکز بر کارهای مهم آزاد شود؟

بسیاری از کارها می تواند در خارج از کسب و کارتان انجام شود. مهمترین کارهایی که باید توسط خودتان انجام شود بازاریابی و ارتباط با مشتری است. اغلب کارهای دیگر قابل واگذاری هستند.

10- اگر کسب و کارتان را از اول شروع می کردید، بزرگترین تغییری که در کارتان ایجاد می کردید چه چیزی بود؟

گاهی به شرایط کنونی عادت می کنیم و باعث می شود رشد و توسعه کارمان متوقف شود. این سوال را مدام از خودتان بپرسید و با توجه به جواب، به سرعت اقدام کنید.

11- مهمترین مهارتها، توانایی ها و استعدادهایی که باعث موفقیت کارتان شده اند کدامند؟ چگونه می توان این موارد را تقویت کرد؟


معمولا پس از مدتی، دلایل اصلی موفقیت کارمان را به فراموشی می سپاریم و بر آنها تمرکز نمی کنیم.

12- اگر در هر فعالیتی بی نظیر و عالی عمل می کردید، به کدام فعالیت ها وقت بیشتری اختصاص می دادید؟

13- کدام محصولات را می توان کنار گذاشت، بدون آنکه ضربه ای به فروش وارد شود؟

پیشرفت همیشه در افزایش تعداد محصولات نیست، گاهی کاهش محصولات سودآوری را بیشتر می کند.

14- با توجه به سوالات قبلی اگر فقط می توانستید در یک مورد اقدام کنید، آن اقدام چه بود؟

موضوعات مرتبط: مهارت های کسب و کار
[ جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ] [ 10:21 ] [ یوسف مبینی ]
اگر می‌خواهید به دیگران مهربانی کنید اما راهش را نمی‌دانید، ۱۰۰ راه برای مهربانی کردن به شما پیشنهاد می‌دهیم:

۱. برای کارگران محل شیرینی تازه ببرید.
۲. برای بانک‌های غذایی مخصوص کمک به نیازمندان، موادغذایی جمع‌آوری کنید.
۳. با خودتان گل به محل‌کار ببرید و آن را بین همکارانتان تقسیم کنید.
۴. از گل‌فروشی محل بخواهید که آسایشگاه سالمندانی که می‌شناسید را با گل تزئین کند.
۵. هزینه تحصیل یک دانش‌آموز نیازمند را بر عهده گرفته و هرازچندگاهی پیشرفت درسی او را کنترل کنید.
۶. برای آموزش و تدریس در مدارس دولتی داوطلب شوید.
۷. به یک نیازمند کمک کنید. همه توجه‌تان را به او داده و خوب به دردودل او گوش دهید.
۸. تاجران می‌توانند درصدی از درامد روزانه‌شان را صرف یک جنبش مردمی کنند.
۹. برای همکارانتان یک غذا یا تنقلات خوشمزه ببرید.
۱۰. دانش‌آموزان می‌توانند برای تمیز کردن کلاس و مدرسه به نظافتچی مدرسه کمک کنند.
۱۱. برای یک غریبه یک پیتزا بخرید.
۱۲. بین بچه‌های محل آب‌نبات پخش کنید.
۱۳. به آسایشگاه سالمندان سر زده و برایشان میوه و شیرینی ببرید.
۱۴. چند ساعت از وقتتان را گذاشته و بچه یکی از آشنایان را نگه دارید تا والدین او به کارهایشان برسند.
۱۵. روی برگه‌هایی جملات انرژی‌بخش بنویسید و زیر برف‌پاک‌کن ماشین‌ها بگذارید.
۱۶.یک روز در ماه را در اداره یا محل‌کار روز نیکوکاری نام بگذارید و کمک‌های همه را برای نیازمندان جمع‌آوری کنید.
۱۷. به مشتریانتان برای رفع خستگی نوشیدنی تعارف کنید.
۱۸. مهمانی‌ بگیرید و از هر مهمان بخواهید که برای یکی دیگر از مهمانان هدیه‌ای خاص بیاورد.
۱۹. با تلفن زدن، فرستادن کارت، گل یا موادغذایی از محرومان یاد کنید.
۲۰. به دیدن دوستانتان که می‌روید، برایشان میوه تازه ببرید.
۲۱. حداقل روزی یکبار دیگران را تحسین کنید.
۲۲. به دیدن افراد بی‌خانمان بروید و احوالشان را جویا شوید.
۲۳. به رهگذران بادکنک بدهید.
۲۴. به موتوری‌ها نوشابه خنک دهید.
۲۵. همسایه خوبی باشید. هرازگاهی به دیدن همسایه‌هایتان بروید و برایشان شیرینی تازه ببرید.
۲۶. افراد پیاده‌ای که در مسیر می‌بینید را برسانید.
۲۷. برای مرتب کردن چمن‌های حیاط به همسایه‌تان کمک کنید.
۲۸. به هرکسی که در روز می‌بینید، یک حرف قشنگ بزنید.
۲۹. برای بچه‌های مدرسه نزدیک خانه‌تان تنقلات ببرید.
۳۰. در یک مرکز کمک‌رسانی برای کمک داوطلب شوید.
۳۱. در روزهای بارانی به کسانیکه می‌خواهند تا اتومبیل خود بروند چترتان را قرض بدهید.
۳۲. هدیه لبخندتان را به همه ارزانی کنید.
۳۳. یادداشتی به خانه بفرستید و والدینتان را از کارهای خوبتان مطلع کنید.
۳۴. یک کودک بی سرپرست را از مرکز‌های نگهداری کودکان به سرپرستی قبول کنید.
۳۵. برای حمل بار و بسته‌های خرید در فروشگاه و خیابان به دیگران کمک کنید.
۳۶. در کتابخانه‌ها یا کتابفروشی‌ها میزبان برنامه‌های خاص شوید.
۳۷. ۱۰ دقیقه از وقت خود را برای پاسخ دادن به تلفن‌های منشی محل‌کارتان اختصاص دهید تا بتواند کمی وقت آزاد داشته باشد.
۳۸. برای کتاب خواندن در کلاس برای بچه‌ها داوطلب شوید.
۳۹. برای معلم‌ها و اساتیدتان گل و یادداشت قدردانی ببرید.
۴۰.در محیط مدرسه، آسایشگاه‌ها و محیط‌های مشابه مهربانی کردن را رونق دهید.
۴۱. دوستی را در آغوش بگیرید.
۴۲. به فرزندانتان بگویید چرا دوستشان دارید.
۴۳. برای پدر یا مادرتان یادداشتی بنویسید و بگویید چرا اینقدر برایتان ارزش دارند.
۴۴. از یکی از دوستانتان تعریف کنید.
۴۵. یک یادداشت تشکر برای کسی بنویسید که به طریقی مثبت بر زندگیتان تاثیر گذاشته‌ است.
۴۶. به کسانیکه در راه رفتن به محل‌کارشان هستند چای تعارف کنید.
۴۷. به مراکز نگهداری از سالمندان بروید و برایشان وقت بگذارید.
۴۸. خون اهدا کنید.
۴۹. با لبخند، هدیه و گل به ملاقات بیماران در بیمارستان بروید.

# ۵۰. ۵۰ کار بعدی را امتحان کنید.

۵۱. در گلدان‌ها یا باغچه همسایه‌تان گل بکارید.
۵۲. جای پارکتان را به راننده‌ دیگری بدهید.
۵۳. به پیکی که برایتان چیزی آورده، یک خوردنی خوشمزه بدهید.
۵۴. رایگان ماشین دیگران را بشویید.
۵۵. برچسب‌هایی که دیوار همسایه را زشت کرده‌اند را تمیز کنید.
۵۶. به رئیستان بگویید که کار او عالی است.
۵۷. به کارمندانتان بگویید که چقدر از کارشان راضی هستید.
۵۸. اجازه دهید کارمندانتان گاهی‌اوقات یک ساعت زودتر به خانه بروند.
۵۹. با دوستانتان برای تمیز کردن و پاکسازی فضاهای سبز بروید.
۶۰.از راننده تاکسی یا اتوبوس برای رانندگی خوبش تشکر کنید.
۶۱. از همه کارمندان شرکتتان بخواهید که آن روز برای یکی از همکاران خود یک کار خوب انجام دهند.
۶۲. به یک غریبه بلیط تماشای مسابقه فوتبال یا کنسرت بدهید.
۶۳. به گارسن یک انعام فوق‌العاده بدهید.
۶۴. برای پلیس یا ماموران آتش‌نشانی کیک یا پیراشکی ببرید.
۶۵. در را برای دیگران باز کنید.
۶۶. پول غذای فرد پشت سرتان در صف را بپردازید.
۶۷. به رئیس کسی که کمکتان کرده نامه‌ای بنویسید و از کارمند او تعریف کنید.
۶۸.یک دسته گل روی میز یکی از همکارتان بگذارید که رابطه چندان خوبی با او ندارید.
۶۹. با یکی از اعضای خانواده که جدا زندگی می‌کند تماس بگیرید و حال او را جویا شوید.
۷۰. برای انجام تعمیرات فرد سالخورده‌ای که تنها زندگی می‌کند، داوطلب شوید.
۷۱. پول بلیط فردی که پشت سرتان در صف سینما ایستاده است را پرداخت کنید.
۷۲. برای بچه‌های مهدکودک نزدیک خانه‌تان اسباب‌بازی ببرید.
۷۳. برای پیک‌های ارسال غذا گل ببرید تا همراه غذا به در خانه افراد ببرند.
۷۴. هر چند وقت یکبار همه دوستانتان را دور هم جمع کنید و سوپرایزی که باعث خوشحالی هرکدام می‌شود، به آنها اهدا کنید.
۷۵. با دانش‌آموزی که تازه به مدرسه‌تان وارد شده یا یک همکار تازه‌وارد دوست شوید.
۷۶. با فرستادن یک ایمیل یا یک هدیه کوچک برای یکی از دوستانتان که خیلی وقت است با او در تماس نیستید، دوستی را تازه کنید.
۷۷. برای یک هفته، هر حرکت سخاوتمندانه‌ای که به فکرتان می‌رسد را انجام دهید و آخر هفته نتیجه آن را روی خودتان ارزیابی کنید.
۷۸. پیشنهاد دهید که سبد یا چرخ خرید را برای یک نفر که خریدهای خود را در ماشین گذاشته است به فروشگاه برگردانید.
۷۹. فرد جدیدی را به شام دعوت کنید.
۸۰. به بچه‌هایی که در طول روز می‌بینید کاغذرنگی برای درست کردن کاردستی بدهید.
۸۱. یک کارت تشکر و قدردانی بنویسید و به طور خاص از فرد مورد نظرتان تشکر کنید.
۸۲. بگذارید اول نفر پشت سرتان در صف خرید کارش را انجام دهد.
۸۳. وقتی راننده‌ها می‌خواهند از شما سبقت بگیرند یا جلویتان بیایند، با لبخند یا تکان دادن دست به آنها اجازه دهید.
۸۴.برای بچه‌هایی که در خیابان مشغول فوتبال بازی کردن هستند، نوشیدنی خنک ببرید.
۸۵. صفحات وب‌سایت‌هایی درمورد مهربانی که می‌شناسید را به دیگران معرفی کنید.
۸۶. به کمک یک کودک برای پرنده‌ها آشیانه بسازید.
۸۷. به فردی بی‌خانمان یک سبد موادغذایی اهدا کنید.
۸۸. بلند‌بلند بخندید و لبخندتان را سخاوتمندانه تقسیم کنید.
۸۹. جلوی در خانه‌تان یک درخت بکارید.
۹۰. لیستی از کارهایی که می‌توانید برای رواج مهربانی در دنیا انجام دهید، تهیه کرده و از دوستی بخواهید که او هم این کار را بکند. بعد لیست‌هایتان را با هم تعویض کرده و هر ماه یکی از آن کارها را انجام دهید.
۹۱. یک دوربین فوری برداشته، به سطح شهر بروید، از مردم عکس گرفته و عکسشان را به آنها بدهید.
۹۲. زباله‌های اطراف را جمع‌آوری کنید.
۹۳. به یکی از معلم‌های سابقتان نامه‌ای بفرستید و از آنها برای تغییری که در زندگیتان ایجاد کردند تشکر کنید.
۹۴. برای یکی از دوستانتان، به طور ناشناس هدیه بفرستید.
۹۵. لباس‌های اعضای خانواده را برایشان اتو بزنید.
۹۶. برای یک مدرسه یا موسسه آموزشی کتاب بخرید.
۹۷.یک چک با مبلغی که برایتان مقدور است، برای آشنایی بفرستید که می‌دانید مشکل مالی دارد.
۹۸. یکی از آشنایان را برای شام به رستوران دعوت کنید.
۹۹. به دوستتان پیشنهاد دهید که فرزندش را به کلاس رقص ببرید.
۱۰۰. یکی از دوستان قدیمی خود را پیدا کنید و با او قرار بگذارید.

موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ] [ 10:14 ] [ یوسف مبینی ]
با اجرای چند روش ساده زیرمیتوان خوابی راحت و بدون دغدغه داشت:



1- کارها و فعالیتهای روزانه خود را تا چند ساعت قبل از خواب به پایان برسانید و هنگام خوابیدن همه آنها را فراموش کنید.

2- پیش از آنکه زمان خوابتان فرا برسد سعی کنید به اموری بپردازید که ذهنتان را آرام کند و از مسائل و مشکلات روزانه فارغ سازد.

3- سعی کنید یک تا دوساعت قبل از خواب از ورزشهای سبک و ملایم مانند پیاده روی استفاده کنید.

4- حتما ساعت مشخصی را برای خوابیدن خود معین نمایید.

5- از خوابیدن های طولانی و چرت زدنهای گاه و بیگاه در بین روز خودداری کنید.

6- روزانه حداقّل بیست دقیقه ورزش نمایید.زیرا ورزش کردن موجب آرامش اعصابتان شده و باعث میشود در زمان خواب احساس بهتری داشته باشید.

7- از پرداختن به بحث و جدل و مشغول شدن به امور ناراحت کننده در ساعات نزدیک به زمان خوابتان به کلی پرهیز نمایید.

8- حداقّل دو ساعت قبل از خوابیدن از کشیدن سیگار پرهیز کنید.

9- اگر قبل از خواب کتاب میخوانید حتما به مطالعه کتابهایی بپردازید که نیاز به تجزیه و تحلیل نداشته باشد و ذهن شما را مشغول و درگیر نسازد.

10- هنگام خواب حتما محیط خانه را کاملا ساکت و آرام کنید و تلفنهای منزل و همراه خویش را خاموش نمایید.

11- قبل از خوابیدن از تماشای فیلمهایی که موجب ایجاد استرس و نگرانی و تشویش در شما میگردند،خودداری نمایید.

12- تختخواب یا تشکی که برای خواب و استراحت استفاده می نمایی باید نرم و راحت باشد.تختخواب سرو صدا ایجاد نکند وخیلی کوچک وباریک نباشد وتشک گود و فرو رفته و سخت و آزار دهنده نباشد.ملحفه ها و پتوها از جنس خشن و زبر و یا بیش از حد کلفت و سنگین ویا نازک و سبک نباشند.

13- پرهیز از نوشیدن قهوه و یا سایر نوشیدنیهای گرم و شیرین کافئین دار

14- خوردن یک عدد سیب و یا یک فنجان چای بابونه قبل از خواب میتواند بسیار آرامبخش، مفید و موثر باشد.

15- از بالش مناسبی برای خوابیدن استفاده نمایید که متناسب با نیاز شما نرم یا سفت باشد.

16- استراحت در اتاق کاملا تاریک آرامبخش تر است و سیستم عصبی شما میتواند بیشتر وبهتر استراحت نماید اما اگر عادت دارید تا ازچراغ خواب استفاده نمایید حتما از چراغ خوابی با نور ملایم استفاده کنید.

17- از مصرف غذاهای سنگین و چرب و پرنمک در وعده غذایی شام خودداری نمایید.

18- مصرف ویتامین های گروه B به داشتن خوابی عمیق و آرام کمک میکند.این ویتامین ها به طور طبیعی در جوانه گندم، موز، تخمه آفتابگردان موجود است. همچنین مصرف قرصهای ویتامین B1 بسیار مفید و کمک کننده است.

19- استفاده از سبزیجاتی مانند کاهو و اسفناج و کلم و....در وعده غذایی شام بسیار مفید است.

20- گنجاندن موادغذایی ای که حاوی کلسیم و پروتیین هستند در وعده غذایی شام توصیه میشود.


موضوعات مرتبط: تغذیه و سلامت
[ جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ] [ 9:48 ] [ یوسف مبینی ]
افراد باهوش در جایگاه خاصی در میان مردم هستند و همیشه مورد احترام قرار می گیرند و غالبا افراد موفقی در زندگی هستند. دانشمندان تا به حال افراد باهوشی را مورد بررسی قرار داده اند که در این میان به یکسری نکات خاص دست پیدا کرده اند که در این افراد باهوش یکسان است:

چپ دست ها

مغز انسان به طور کلی به بخش های چپ و راست تقسیم می شود و هر فردی از یک بخش مغز خودش بیشتر کار می کشد. بسیاری از تحقیقات نشان می دهد افرادی که چپ دست هستند هوش بالاتری دارند و تست های مختلف هوش را با نمره های بالا پاس می کنند. محققان به این نتیجه رسیده اند که چپ دست ها به بخش هوش خودشان بیشتر دسترسی دارند اما این بدین معنی نیست که راست دست ها به این بخش دسترسی ندارند.



ترتیب تولد

تحقیقات زیادی در مورد ترتیب تولد و میزان هوش انجام شده است که در آن دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که فرزندانی که به عنوان فرزند اول به دنیا می آیند هوش به نسبت بالاتری از باقی بچه ها دارند. این در حالی است که ممکن است در بچه های دیگر خانواده نیز نوابغی وجود داشته باشند. همچنین برخی از دانشمندان می گویند نحوه بزرگ شدن این بچه ها نیز می تواند در میزان هوش آن ها تاثیر داشته باشد.

موی بدن

تحقیقات انجام شده روی مردان نشان می دهد زیاد بودن موی بدن نیز می تواند نشانه هوش بالا در آقایان باشد. محققان در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که افرادی که تحصیلات بیشتری دارند و بیشتر درس خوانده اند میزان بیشتری مو روی بدنشان دارند. آن ها همچنین دریافتند آن هایی که نمره های خوبی میگرند حتی پر موتر از باقی دانش آموزان هستند.

شادی و خوشحالی



از گذشته تا به حال در مورد شادی و حال خوب موارد بسیاری گفته اند ولی شاید یک نکته بسیار منفی در آن ها وجود داشته است. در گذشته هوش را با افسردگی و حال بد یکسان می دانستند در حالی که در سال های اخیر دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هرچه احساسات بیشتر و خوشحالی بیشتر در افراد وجود داشته باشد آن ها هوش و استعداد بیشتری در یادگیری دارند.

مصرف شکلات

محققان چندی پیش مشغول به انجام تحقیقاتی شدند که به نظر افراد بسیاری تحقیقاتی بی مصرف و بدون نتیجه بود اما آن ها توانستند برخلاف انتظارات به نتایج جالبی دست پیدا کنند. در این تحقیقات مشخص شده که کشورهایی که مصرف شکلات بیشتری دارند تعداد جوایز نوبل بیشتری نیز دریافت کرده اند. البته دانشمندان این تحقیقات را خیلی درست نمی دانند اما عده ای دیگر آن را نشانه در مورد هوش می دانند.

موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ] [ 9:18 ] [ یوسف مبینی ]
آهای آقایان، می‌دانید زنان تان از شما چه انتظاری دارند؟ تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید؟ این راهنمایی است كه به شما می‌گوید همسران‌تان چه توقعاتی از شما دارند و چگونه می‌توانید همسری ایده‌آل باشید.

1. به عواطف او احترام بگذارید

بگذارید گریه كند

زنان همیشه قدردان مردهایی هستند كه به عواطف و احساسات‌شان اهمیت می‌دهند. به خصوص وقتی از چیزی ناراحتند. از همسرتان بپرسید از چه ناراحت است و اگر گریه می‌كند به او دستمال تعارف كنید. مطمئن باشید ابراز احساسات باعث تقویت رابطه می‌شود.



2. اهمیت آنچه می‌پوشید

با نظر او لباس بپوشید

مدها می‌آیند و می‌روند اما توجه یك مرد به طرز پوشش خود باید مداوم باشد. این از همان روزهای اول آشنایی برای یك زن حائز اهمیت است. باید سعی كنید بفهمید همسرتان چه نوع ظاهری را می‌پسندد. مثلا اگر دوست دارد رنگ شلوار شما روشن باشد به خواسته‌اش توجه كنید. لباس پوشیدن شما آنطور كه همسرتان دوست دارد قدم مهمی در ایجاد علاقه بیشتر در زنان است. مردان باید بدانند كه بد نیست گاهی لباس قرمز بپوشند، زیرا روانشناسان می‌گویند این یكی از اولویت‌های ناخودآگاه زنان است. آنها معتقدند رنگ قرمز باعث می‌شود مردها قوی‌تر و جالب‌‌تر به نظر بیایند. اما توجه داشته باشید كه این رنگ به مهربان‌تر نشان دادن شما كمكی نمی‌كند.

3. از خودگذشتگی هیچ وقت از مد نمی‌افتد

یك مرد سنتی باشید

زمانی كه پای عواطف به میان می‌آید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح می‌دهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی می‌توانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابه‌جا كردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل می‌كنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما این كارها را برای او انجام دهید.



4. اشتباهات خود را پنهان نكنید

شجاع باشید، اعتراف كنید

می‌خواهید دل همسرتان را به دست بیاورید؟ زنان عموما به رشد شخصیتی علاقه دارند و مردی را دوست دارند كه با ملاحظه و متفكر باشد، به خصوص وقتی می‌دانند به اشتباهش پی برده. این اشتباه می‌تواند اعم از بدخلقی یا بی‌توجهی به آنها به دلیل خستگی از كار باشد. آنها مشتاقند ببینند كه شوهرشان سعی در جبران آن دارد. پس شجاع باشید و به اشتباه‌تان اعتراف كنید.

5. نقش حلال مشكلات را بازی نكنید

گوش كنید، راه‌حل ارائه ندهید

وقتی چیزی همسرتان را آزار می‌دهد او گوش شنوای شما را می‌خواهد نه نصیحت. مردها فكر می‌كنند باید همه چیز را حل كنند، زیرا عموما تمایل به حل مسئله دارند. اما برای یك زن گوش سپردن به حرف‌هایش مانند معجزه‌ای عمل می‌كند كه به عمیق‌تر شدن رابطه كمك می‌كند.

6. سر تكان دادن كافی نیست

با دقت گوش كنید

خانم‌ها واقعا دوست دارند بدانند كه به حرف‌هایشان توجه می‌كنید. كافـــی نیست سر تكان دهید و وقتی مكث می‌كنند منتظرند عكس‌العمل شما همراه با توجه كامل باشد. مثلا اگر از كارفرمای خود شكایت می‌كنند دوست دارند چیزهایی از زبان شما بشنوند از قبیل: متاسفم كه روز سختی داشتی یا چه بد، نگران نباش و... یادتان باشد سعی كنید در ارائه راه‌حل شتاب نكنید.



7. تقلید می‌تواند نشانه علاقه باشد

نشانه عشق

همسر شما با تقلید از اعمال و رفتار شما میزان علاقه‌اش را به شما نشان می‌دهد. مثلا او ممكن است غذایی را كه باب میل شماست سفارش دهد یا لباس به رنگ مورد علاقه‌تان را بپوشد یا لبخند شما را با لبخند پاسخ دهد. پس به اینگونه رفتارها دقت بیشتری داشته باشید.

8. به یك بار گفتن اكتفا نكنید

چند بار بگویید، نه یك بار

بد نیست گاهی ویژگی‌های فردی مثبت او را گوشزد كنید. مثلا از زیبایی‌اش تعریف كنید و بدون اینكه به شما بگوید تغییرات ظاهری‌اش را تحسین كنید. تغییراتی از قبیل كاهش وزن، تغییر رنگ مو و از این قبیل هر چند كوچك هم باشد برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئن باشید تحسین همسرتان او را بیشتر به شما علاقه‌مند می‌كند.


9. از رابطه‌تان صحبت كنید

فرصتی برای صحبت

وقتی او می‌خواهد سر صحبت در مورد روابط‌تان را باز كند لزوما قرار نیست مشكلی را مطرح كند. روانشناسان معتقدند كه زنان دوست دارند در مورد همبستگی در زندگی مشترك، خوب یا بد پیش رفتن اوضاع و به طور كلی راجع به زندگی گهگاهی حرف بزنند كه این نشانه خوبی است. یك صحبت صادقانه دونفره می‌تواند یك زوج را به هم نزدیك‌تر می‌كند.


10. با او چشم در چشم صحبت كنید

چشم در مقابل چشم

شما به عنوان یك مرد ممكن است ترجیح بدهید در كنار همسرتان نشسته و با او صحبت كنید اما او اغلب ترجیح می‌دهد با شما رودررو باشد. تماس چشمی در حین مكالمه باعث افزایش علاقه بین شما به عنوان یك زوج خواهد شد.


11. لحظه را از دست ندهید

گاهی شما فرمان را در دست بگیرید

نگذارید او همیشه پیش‌قدم شده و سرحرف را باز كند. اگر به شما فرصت صحبت كردن می‌دهد سعی كنید از آن استفاده كرده و بحث را هدایت كنید هرچند موضوع ساده‌ای باشد. توجه به موضوع بحث و به نتیجه رساندن آن برای او بسیار حائز اهمیت است.


12. حفظ رابطه صمیمی اصلا سخت نیست

چرا شاعر نمی‌شوید

همسرتان همیشه خواستار محبت و عشق شماست. فرقی نمی‌كند 2 ماه از ازدواج‌تان گذشته باشد یا 20 سال. تقدیم یك شاخه گل، دعوت به یك شام ساده، چند بیت شعر، حتی اگر كلیشه‌ای به نظر برسد باعث ایجاد صمیمیت بیشتر می‌شود. به گفته روانشناسان زنان از ابراز علاقه‌هایی اینچنین ساده لذت برده و قدردان آن خواهند بود و این قدردانی را همیشه ابراز خواهند كرد.

موضوعات مرتبط: ازدواج و همسرداری
[ جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ] [ 8:57 ] [ یوسف مبینی ]

قرآن مشخصا توصيه به خوردن چيزهاي پاک مي کند. چيزهاي حلال و حرام در آيات زير شرح داده شده اند



۱- سوره: ۶ , آیه: ۱۴۵

بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورنده‏اى كه آن را مى‏خورد هيچ حرامى نمى‏يابم مگر آنكه مردار يا خون ريخته يا گوشت‏خوك باشد كه اينها همه پليدند يا [قربانيى كه] از روى نافرمانى [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده باشد پس كسى كه بدون سركشى و زياده‏خواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است

۲- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱۴

پس از آنچه خدا شما را روزى كرده است‏حلال [و] پاكيزه بخوريد و نعمت‏خدا را اگر تنها او را مى‏پرستيد شكر گزاريد

۳- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱۵

جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زياده‏خواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است

۴- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱۶

و براى آنچه زبان شما به دروغ مى‏پردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مى‏بندند رستگار نمى‏شوند

۵- سوره: ۵ , آیه: ۳

بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد و [حيوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد و [همچنين] آنچه براى بتان سربريده شده و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز كسانى كه كافر شده‏اند از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏اند پس از ايشان مترسيد و از من بترسيد امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم و هر كس دچار گرسنگى شود بى‏آنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى ترديد خدا آمرزنده مهربان است

۶- سوره: ۵ , آیه: ۴

از تو مى‏پرسند چه چيزى براى آنان حلال شده است بگو چيزهاى پاكيزه براى شما حلال گرديده و [نيز صيد] حيوانات شكارگر كه شما بعنوان مربيان سگهاى شكارى از آنچه خدايتان آموخته به آنها تعليم داده‏ايد [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏اند بخوريد و نام خدا را بر آن ببريد و پرواى خدا بداريد كه خدا زودشمار است

۷- سوره: ۵ , آیه: ۵

امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده و طعام كسانى كه اهل كتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانى كه پيش از شما كتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهايشان را به ايشان بدهيد در حالى كه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوست‏خود بگيريد و هر كس در ايمان خود شك كند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زيانكاران است

۸- سوره: ۶ , آیه: ۱۱۸

پس اگر به آيات او ايمان داريد از آنچه نام خدا [به هنگام ذبح] بر آن برده شده است بخوريد

۹- سوره: ۶ , آیه: ۱۱۹

و شما را چه شده است كه از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمى‏خوريد با اينكه [خدا] آنچه را بر شما حرام كرده جز آنچه بدان ناچار شده‏ايد براى شما به تفصيل بيان نموده است و به راستى بسيارى [از مردم ديگران را] از روى نادانى با هوسهاى خود گمراه مى‏كنند آرى پروردگار تو به [حال] تجاوزكاران داناتر است

۱۰- سوره: ۶ , آیه: ۱۲۱

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخوريد چرا كه آن قطعا نافرمانى است و در قيقت‏شيطانها به دوستان خود وسوسه مى‏كنند تا با شما ستيزه نمايند و اگر اطاعتشان كنيد قطعا شما هم مشركيد

۱۱- سوره: ۵ , آیه: ۸۷

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چيزهاى پاكيزه‏اى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمى‏دارد

۱۲- سوره: ۵ , آیه: ۸۸

و از آنچه خداوند روزى شما گردانيده حلال و پاكيزه را بخوريد و از آن خدايى كه بدو ايمان داريد پروا داريد

۱۳- سوره: ۵ , آیه: ۹۰

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد

۱۴- سوره: ۵ , آیه: ۹۶

صيد دريا و ماكولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‏اى باشد و[لى] صيد بيابان مادام كه محرم مى‏باشيد بر شما حرام گرديده است و از خدايى كه نزد او محشور مى‏شويد پروا داريد

۱۵- سوره: ۱۰ , آیه: ۵۹

بگو به من خبر دهيد آنچه از روزى كه خدا براى شما فرود آورده [چرا] بخشى از آن را حرام و [بخشى را] حلال گردانيده‏ايد بگو آيا خدا به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مى‏بنديد

۱۶- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۴

و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايه‏اى كه آن را مى‏پوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مى‏بينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد

۱۷- سوره: ۷ , آیه: ۳۱

اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمى‏دارد

۱۸- سوره: ۲۳ , آیه: ۵۱

اى پيامبران از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مى‏دهيد دانايم

۱۹- سوره: ۲ , آیه: ۱۶۸

اى مردم از آنچه در زمين است‏حلال و پاكيزه را بخوريد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست

۲۰- سوره: ۴۰ , آیه: ۷۹

خدا [همان] كسى است كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا از برخى از آنها سوارى گيريد و از برخى از آنها بخوريد

موضوعات مرتبط: مذهب
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ 9:57 ] [ یوسف مبینی ]

اخیراً خیلی به موضوع خودخواهی فکر کردیم. شاید چون این موضوعی است که خیلی از ما با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. مطمئن هستیم که این سوال، سوال خیلی از ماست، «آیا خودخواه بودن تمایل ذاتی انسان است؟»


ممکن است بگویید که سیستم اقتصادی ما به طمع و خودهواهی پاداش می‌دهد و اینکه باوجوداینکه اولویت دادن به دیگران احساس خوبی به آدم می بخشد، اکثر ما علایق و تمایلات شخصی‌مان را ارجح قرار می‌دهیم.

و در سطحی ابتدایی‌تر، اینکه زندگی روزمره‌مان را می‌سازیم، میزان خودخواهی ما را تعیین می‌کند. آیا فقط به خودمان فکر می‌کنیم یا برای دیگران هم دغدغه‌هایی داریم؟ آیا شرایطی هست که نگران خودمان، سود و زیان شخصی خود و لذت‌ها و تمایلاتمان باشیم درست باشد؟ بهترین تعادل در این زمینه چیست؟

همانطور که می‌بینید، می‌دانیم چه سوالاتی می‌توانیم بپرسیم اما پاسخ‌ها را نمی‌دانیم. در زیر ملاحظاتی در‌این‌باره مطرح می‌کنیم.

امروز تعداد افراد خودخواه نسبت به گذشته بیشتر شده است. احتمالاً افراد بیشتری را می‌بینید که موقع عوض شدن صف به شما اجازه جلو آمدن نمی‌دهند، برای میهمانی که دعوتشان کرده‌اید با تماس یا ایمیل تشکر نمی‌کنند یا اینکه می‌خواهند همیشه مرکز توجه باشند. به نظر می‌رسد که آدمها در پیله‌ای که به دور خود تنیده‌اند زندگی می‌کنند و نمی‌دانند در دنیای اطرافشان چه می‌گذرد.

خوشبختانه برای آندسته از ما که می‌خواهیم با بهترین بودن، در زندگی خود به موفقیت دست پیدا کنیم، با اولویت دادن به علایق دیگران، می‌توانیم خودمان را از مردم دیگر متمایز کنیم.

اگر بخواهیم لیستی از صفات افراد غیرخودخواه تهیه کنیم، این صفات می‌توانند به خوبی این افراد را توصیف کنند: دوست‌داشتنی، صمیمی، قابل‌اعتماد، مهربان، باملاحظه، محترم، بخشنده و پیشقدم.

به نظر می‌رسد که همه صفات عالی به این افراد برمی‌گردد. همه آدم‌ها به صورت ذاتی می‌دانند که خودخواه نبودن و دیگرخواه بودن خیلی مهم است اما برای اینکه مطمئن شوید می‌توانید لیستی از آدم‌های دیگرخواهی که می‌شناسید تهیه کنید و ببینید آیا این صفات به آنها می‌خورد یا خیر.
با فرض اینکه دیگرخواه بودن تمایل ذاتی ماست، باید بیشتر به فکر اولویت دادن به دیگران باشیم. این هفته امتحان کرده و سعی کنید که علایق دیگران را قبل از خودتان قرار دهید. مطمئناً در روز صدها فرصت برای اینکار پیدا خواهید کرد.

برای کمک چند نمونه برایتان ذکر می‌کنیم.

وقتی آدامس یا شکلات نعنایتان را درمی‌آورید تا بخورید، اول به اطرافیانتان تعارف کنید.

وقتی می‌خواهید از دربی عبور کنید، لبخند بزنید، درب را باز نگه دارید و بگذارید ابتدا آنها وارد شوند.

وقتی راه می‌روید و کسی می‌خواهد از کنارتان راه رود، بایستید و بگذارید او ابتدا رد شود.

اگر در خانه‌ای با چند نفر دیگر زندگی می‌کنید، وسایل خود را تمیز و مرتب نگه دارید تا آنها مجبور نشوند وسایل شما را تمیز یا مرتب کنند.

اگر در اداره‌ای کار می‌کنید، محل‌کارتان را تمیز و مرتب نگه دارید و دقت کنید که محیط کارتان به طور کل طوری باشد که برای همه همکاران و مراجعانتان خوشایند باشد.

موقع رانندگی، با راننده‌های دیگر با ادب و احترام برخورد کنید.

وقتی می‌خواهید با دیگران حرف بزنید، سعی کنید بیشتر از اینکه حرف بزنید، گوش کنید و صبر کنید تا نوبت حرف زدنتان شود.

اگر یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان دچار مشکلی می‌شود، تلفن را برداشته، با آنها دردودل کنید و بگویید که برای کمک حاضرید.

اگر کمی فکر کنید، خواهید دید که فرصت‌های زیادی برای دیگرخواه بودن در طول روز پیش رویتان است. این هفته سعی کنید این فرصت‌ها را پیدا کرده و از آنها برای اولویت دادن به دیگران استفاده کنید.

و بعد می‌توانید دیگرخواهی خود را به سطح بالاتری ببرید. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به غذا، سرپناه، دسترسی به مراقبت‌های پزشکی و امنیت دربرابر آزار و سوءاستفاده نیاز دارند. نعمت‌هایی که خداوند به شما عطا کرده را شمرده و شکرگزار باشید.

مطمئن باشید این تلاش‌های شما دیده شده و از آنها قدردانی خواهد شد. با این روش دوستی‌های عمیق‌تری خواهید داشت، دیگران احترام بیشتری برایتان قائل شده، زندگی عشقی بهتری را تجربه خواهید کرد و احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت.

وقتی نیازها، امیال و علایق دیگران را بر خود مقدم بدانید، مطمئناً پاداش این دیگرخواهی خود را دریافت خواهید کرد.

«اگر به دیگران کمک کنید به چیزهایی که می‌خواهند برسند، به هر چه که در زندگیتان می‌خواهید، دست پیدا خواهید کرد.» --زیگ زیگلار

موضوعات مرتبط: روانشناسی و موفقیت
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ 9:46 ] [ یوسف مبینی ]

در زیر به ۵ درسی که می‌توانید از شکست بگیرید اشاره می‌کنیم که کمک می‌کند رهبران بهتری شوید.


۱. با شکستتان روبه‌رو شده و از آن درس بگیرید.

به جای فرار کردن از شکستتان یا مخفی کردن آن، برای فکر کردن به آن موقعیت زمان بگذارید. هر چه زودتر با آن موضوع روبه‌رو شده و ارزیابی کنید که چه کارهایی را می‌توانستید بهتر انجام دهید و درس‌هایی که می‌توانید از آن شکستتان بگیرید را مشخص کنید.

اگر افراد دیگری هم در شکست شما دخیل بوده‌اند (چه مستقیم و چه غیرمستقیم)، از آنها بپرسید به شما فیدبک بدهند و فرصت‌هایی که می‌توانید از آن به دست آورید را برایتان مشخص کنند. خیلی زود برنامه‌ای جدید بریزید تا از درس‌هایی که گرفته‌اید استفاده کنید.

۲. تیم‌تان را تشکیل دهید و بیزنس‌تان را بهتر کنید.

شکست‌ها باعث می‌شود به دنبال راه‌هایی باشید که سیستم‌تان را کارآمدتر کند. برای این منظور باید تیم‌تان را قوی‌تر و یکپارچه‌تر کنید. شکست به شما یاد می‌دهد به چه کسی می‌توانید اعتماد کنید و به چه کسی نمی‌توانید. شکست دیدگاهی واقعی از کسانی که واقعاً پشتتان هستند به شما خواهد داد.

۳. به خودتان اعتماد کنید و تصمیمات بیشتری بگیرید.

اجازه بدهید شکست قوی‌تر و عاقل‌ترتان کند. با این رویکرد وقتی می‌خواهید به سراغ تجارب جدید بروید، دیگر ترسی نخواهید داشت. شکست باید به شما قدرت دهد به خودتان اعتماد کنید و درنتیجه تصمیمات بهتری بگیرید؛ براساس تجارب شکست‌خورده‌تان، بهتر می‌توانید با موقعیت‌های جدید کنار بیایید.

ممکن است قابل درک نباشد اما وقتی بفهمید چرا شکست خوردید ممکن است متوجه شوید که آنقدرها هم از موفقیت دور نبوده‌اید. به‌عبارت دیگر، حالا که برای فکر کردن به اینکه چه کاری باید می‌کردید که از شکست جلوگیری می‌شد، وقت گذاشته‌اید، در موقعیت قدرتی قرار می‌گیرید که به شما این امکان را می‌دهد به غرایز خود اعتماد کنید. همچنین به شما اجازه می‌دهد در ارتباطاتتان از منابع بیشتری استفاده کنید. کم‌کم فرصت‌ها را با وضوح و تمرکز بیشتری را خواهید دید.

خیلی‌ها وقتی با اختلالاتی که شکست ایجاد می‌کند روبه‌رو می‌شوند خیلی زود دست کشیده و ناامید می‌شوند. اگر به خودتان اجازه دهید که در زمان سختی‌ها به درستی مدیریت کنید، شکست می‌تواند به شما امید دهد.

۴. شانس دوم در اطراف شماست.

شکست آخر زندگی نیست. فقط یک علامت هشدار و بیدارباش برای فرصت بعدی است. یادتان باشد، فرصت مادر موفقیت است. هیچوقت نباید فراموش کنید که فرصت‌های دوم در انتظار شما هستند. با این دید، شکست به شما این امکان را می‌دهد که فرصت‌ها را با دید بازتر ببینید. حال می‌توانید فرصت‌هایی که در پیرامونتان وجود دارد را تشخیص دهید.

بعد از هر شکستی یک فرصت جدید پیش می‌آید. هیچوقت این را فراموش نکنید. اینکه شما این فرصت جدید را چطور ارزیابی کنید، به شما برای غلبه بر سختی‌ها کمک می‌کند.

۵. قدردان مسئولیت‌های رهبری‌تان باشید.

شکست چشمان شما را برای دیدن مسئولیت‌هایتان بعنوان یک رهبر باز می‌کند. باعث می‌شود به وظایفتان، تاثیرتان روی دیگران و کارتان به طور کل فکر کنید. باعث می‌شود بخواهید با پیدا کردن راه‌های جدید و خلاقانه برای ارتقای مهارت‌هایتان، رهبری بانفوذتر باشید.
وقتی می‌خواهید برای هفته‌تان برنامه‌ریزی کنید، نسبت به مسئولیت‌هایتان هوشیارتر باشید و با کمک نکات ۴-۱ برای استفاده از هر فرصت تلاش کنید.

موضوعات مرتبط: مهارت های کسب و کار
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ 9:31 ] [ یوسف مبینی ]
درباره سایت

یا رب زکرم دری برویم بگشا
راهی که درو نجات باشد بنما
مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم
جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما